printlogo


بازخوانی تاریخ باروی شهر مشهد به بهانه انتشار تصویری خاص و 125 ساله
حصار مشهد رضوی و شکوه فراموش شده آن


​​​​​​​زمان ساخت قدیمی‌ترین باروی مشهد رضوی دقیقاً معلوم نیست. در متون تاریخی و روایی باقیمانده از قرن چهارم، مانند «عیون اخبارالرضا(ع)» نشانه‌هایی درباره کشیده شدن دیوار در محدوده حرم مطهر آن زمان وجود دارد. با این حال، نخستین گزارش قابل اتکای تاریخی مربوط به اوایل قرن ششم هجری و زمانی است که با اهتمام ابوطاهر قمی، وزیر شیعی مذهب سلطان سنجر سلجوقی و احتمالاً مباشرت عضدالدین فرامرز بن علی، از اُمرای «آل‌کاکویه» که به تشیع گرایش داشت، نخستین باروی شهر مشهد که در آن زمان «شهرچه» خوانده می‌شد، بنا شد. گزارش این اقدام را ابن‌اثیر جزری در «الکامل فی التاریخ» آورده‌است. سنت ساخت دیوار در اطراف حرم مطهر رضوی در سده‌های بعد نیز تداوم یافت و این مکان مقدس همواره حصاری جدا از حصار شهر داشت که تا قرن‌ها باقی بود و زمانی که در دهه 1230ش، خانیکوف روس به مشهد رسید و درصدد توصیف وضعیت شهر در آن عصر برآمد، در نوشتار خود از این دیوار با عنوان «قلعه مقدس» نام برد. دومین و اصلی‌ترین دیوار شهر مشهد که تا یک قرن پیش دوام آورد و سد مقاومت این شهر در برابر هجوم اقوامی چون ازبکان و ترکمانان بود، بارویی است که به فرمان شاه تهماسب یکم صفوی (درگذشته 981ق) بنا شد. این بنا، براساس برخی گزارش‌های تاریخی، حدود 6کیلومتر بود و بیش از 141 بُرج دیده‌بانی داشت که در آن قلعه‌بانانی مشغول حراست از حصار و حریم شهر بودند. صدرالمتألهین لاهیجی (نویسنده کتابی درباره تاریخ و جغرافیای شهر مشهد قدیم) در این باره می‌نویسد: «باروی شهر مشهد را گویند اصلاً از بناهای شاه تهماسب بن شاه اسماعیل صفوی است. این حصار طوری بنا شده که از هر برجی، برج دیگر را می‌توانند زد و قلعه شهر که محیط آن تقریباً یک فرسخ می‌شود، صد و چهل و یک برج دارد». این بارو، تا حد زیادی از هجمه‌های پیاپی ازبکان و خسارات ناشی از این حمله‌های جنون‌آمیز به شهر کاست و سبب برقراری امنیت نسبی مشهد شد. حصار یاد شده تا اوایل دوره پهلوی، کمابیش دوام آورد و در دوران برقراری‌اش، مرمت‌های متعددی را به خود دید.

توصیف دالمانی از باروی مشهدالرضا(ع)
جهانگردان بسیاری این بارو را در آثار خود توصیف کرده‌ و ویژگی‌های آن را برشمرده‌اند. هانری رنه دالمانی که در حدود سال 1898م / 1277ش (125 سال پیش) به مشهد سفر کرده‌است، درباره باروی شهر توصیف جذابی دارد؛ او می‌نویسد: «ورود به مشهد هنگام غروب با شکوهی خیره‌کننده توأم است. در این موقع که اشعه آفتاب رفته‌رفته از افق دامن برمی‌چیند انعکاس نور بر دیوار‌های بلند شهر یادآور زیباترین آرایش‌های اُپراهاست». برخلاف بسیاری از شهرهای شرقی ایران که به دلیل خشکسالی یا ناامنی، حیات و فعالیت پشت حصار و باروهای آن‌ها محدود می‌شد، در مورد مشهد رضوی چنین نبود؛ براساس گزارش‌های تاریخی و آنچه جهانگردان روایت کرده‌اند، حیات در دو سوی باروی مشهد جریان داشت و بسیاری از کارگاه‌های صنعتی، بیرون از محدوده مشهد و نزدیک به مزارع پهناور موقوفه آن فعال بودند. آنچه در تصویر امروز می‌بینید، نمایی است که هانری رنه دالمانی، 125 سال پیش، از بیرون حصار مشهد دید و ثبت کرد؛ جایی پشت دروازه و دیوارهای محله پایین خیابان در مجاورت نهر نادری که برای آبیاری مزارع پایین‌دست دشت مشهد جریان داشت. این منطقه، جایی بود که در آن، سفالگران به تولید فراورده‌های سفالی گوناگون مشغول بودند؛ از ساخت ظروف سفالی مانند «تاقار» که در «ماست‌بندی» و «خمیرگیری» استفاده فراوانی داشت تا ساخت «کَوَل» که از آن برای حفاظت دیواره چاه و قنات استفاده می‌کردند و شاید «تنبوشه»های ظریفی که حکم لوله‌های آب امروزی را داشت و سبب می‌شد معماران مشهدی بتوانند در بنای اماکن متبرکه یا خانه‌های شخصی و معابر عمومی، با ساخت یک آب‌نمای جذاب، دلبری کنند. همه این‌ها، بیرون از شهر و جایی پشت دروازه پایین خیابان تولید می‌شد و هنگامی که در سال 1277ش، دالمانی تصمیم گرفت تصویری از این کارگاه‌ها تهیه کند، بی‌اختیار دیوار باشکوه مشهد نیز در عکس جای گرفت و برای ما، نسلی که هیچ تصوری از باروی شهر نداریم، یادگاری ارزشمند برجا گذاشت. امروزه از آن باروی باشکوه، رد و نشانی جز چند نام ناشناخته وجود ندارد؛ کوچه‌هایی که فقط قدیمی‌ها نام اصلی‌شان را به یاد دارند و آن‌ها را با کلماتی مانند «پِی‌بَره» یا «پِی‌بَهره» می‌شناسند، «بَرَه» یا «بَهره» تغییر یافته واژه «بارو» است.

چند حکایت از باروی شهر مشهد
باروی مشهد در تاریخ پر فراز و نشیب خود، اتفاقات بسیاری را شاهد بوده است، از فاجعه سال 997ق / 968ش که در آن، نیروهای عبدالمؤمن‌خان ازبک بالاخره از دیوارهای شهر مشهد گذشتند و دست به قتل‌عامی گسترده در سطح شهر و به‌ویژه حرم مطهر رضوی زدند، تا دو دفاع جانانه همسر «صوفیان‌خلیفه» و جنگ بزرگ دشت «زرگران» که هر کدام برگ زرینی در تاریخ مشهد رقم زد. همسر صوفیان خلیفه، بانویی که نام واقعی وی را نمی‌دانیم، در عهد شاه تهماسب یکم و هنگامی که شوهرش «صوفیان خلیفه» حاکم خراسان، برای دفع محاصره ازبکان به سوی هرات رفت و مهاجمان با سوءاستفاده از این فرصت، به سوی مشهد یورش آوردند و آن را در محاصره گرفتند، فرماندهی محافظان شهر را برعهده گرفت و یکی از جانانه‌ترین دفاع‌های تاریخ مشهد را در صفحات کتاب‌های تاریخی ثبت کرد. ازبکان چند ماه پشت باروهای مشهد ماندند، اما نتوانستند از پسِ مدافعان شهر که زیر نظر این بانوی توانمند به دفاع مشغول بودند، برآیند. هر چند خودِ صوفیان‌خلیفه هنگام تلاش برای پیوستن به همسرش در نبردی نابرابر کشته شد. یک قرن بعد و در بحبوحه میان دوره صفویه و افشاریه، زمانی که ایران را هرج و مرج فرا گرفته‌بود هم باروی بلند مشهد دلاوری مردمانی را شاهد بود که با دست خالی به مصاف مهاجمانی پشت دیوارهای جنوبی شهر شتافتند؛ مهاجمانی که هدفشان غارت مشهد و حرم مطهر رضوی بود. در دشت زرگران و الندشت، 4هزار مشهدی جان بر سر دفاع از حرم و ناموس خود گذاشتند و مظلومانه شهید شدند؛ جمعی که پیکر تعدادی از آن‌ها، پشت باروهای شهر مدفون شد. به این ترتیب، در حافظه تاریخی این بنای فراموش شده، صدها روایت شگفت و پرحماسه نهفته‌است که بیان آن‌ها می‌تواند گوشه‌ای از تاریخ ناگفته مشهد رضوی را آشکار کند.

شرح حاشیه عکس: تصویری از باروی شهر مشهد (احتمالاً در ضلع پایین‌خیابان) و مردی که 125 سال پیش مشغول تولید ظروف سفالی با شیوه آن روزگار است.