گوهرهای معرفت در دعای ابوحمزه ثمالی

نوشتاری به قلم آیت‌الله محمدجعفر طبسی

گوهرهای معرفت در دعای ابوحمزه ثمالی

در روزهای ابتدایی ماه مبارک رمضان قرار داریم؛ ماه نزول وحی الهی و برکات. ماهی که رسول خدا(ص) در خطبه شعبانیه، آن را همراه با برکت و رحمت و مغفرت یاد می‌کند. در این ماه پرفیض، دعا و تضرع به درگاه خدا بسیار سفارش شده است.


یکی از دعاهایی که سفارش شده در سحرهای ارزشمند این ماه خوانده شود، دعای ابوحمزه ثمالی است. نام ابوحمزه ثمالی، ثابت بن دنیا یا ثابت بن صفیه بوده و اصالتاً کوفی است. مرحوم نجاشی درباره او می‌گوید: ابوحمزه ثمالی چهار نفر از امامان را درک کرده است. امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام کاظم علیهم‌السلام و سپس می‌گوید: او از بهترین اصحاب ما و مورد اعتماد در روایت و حدیث به شمار می‌رود.
ایشان راوی دعای سحر معروف به دعای ابوحمزه ثمالی است. شیخ طوسی متوفای ۴۶۰ در کتاب مصباح المتهجد می‌گوید امام سجاد(ع) این دعا را در شب‌های ماه مبارک رمضان هنگام سحر قرائت می‌کرد.

گنج‌های پنهان معرفت
گوهرهایی در این دعای نفیس نهفته است که عبارت‌اند از توحید، صفات خدا، اسم اعظم، نبوت و همچنین مفاهیمی ازقبیل دشواری‌های قبر و قیامت و سنگینی بار گناهان، ضرورت اطاعت از رسول خدا(ص) و خاندان اهل‌بیت(ع) و راه و رسم پرهیزکاری. بحق، هر یک از این گوهرها می‌تواند چراغ راه هدایت برای بشریت باشد.
این دعا با تعبیر «الهی لا تؤدبنی بعقوبتک» آغاز می‌شود و با تعبیر «و رضّنی من العيش بما قسّمت لی يا أرحم الراحمين» به پایان می‌رسد. بدون تردید همه اقشار جامعه قادر به فهم و درک عبارات موجود در این دعا نیستند و بسیاری از افراد نمی‌توانند به کنه و جوهره آن برسند.
در این فرصت کوتاه، نیم‌نگاهی به برخی از گوهرهای موجود خواهیم داشت تا توشه راهی برای دنیا و آخرتمان باشد.

الهي لاتؤدبنی بعقوبتک
سخن گفتن با پروردگار عالم را باید از اهل‌بیت(ع) آموخت، زیرا قرآن در خانه آن‌ها و شأن آن‌ها نازل شد و آن‌ها مؤدب به آداب الهی هستند. همان‌هایی که خداوند در آیه تطهیر آن‌ها را از هرگونه رجس و آلودگی، پاک و مبرا دانسته است. چه درس بزرگی در این فراز از دعای ابوحمزه وجود دارد که اگر انسان به عقوبت‌های الهی توجه کند هرگز به گناه آلوده نمی‌شود، چنان‌که خداوند در آیات 12 و 13 سوره مزمل می‌فرماید: «نزد ما غل و زنجیرها و آتش دوزخ و غذایی گلوگیر و عذابی دردناک است».

 بک عرفتک و انت دللتنی عليک
روح توحید خالص و ناب در این چند کلمه است که انسان به وسیله خدا، پروردگار را می‌شناسد و به وسیله خودش به او نزدیک می‌شود. همه چیز در گرو توحید او است. اگر توحید انسان صحیح نباشد، نبوتش هم دچار اشکال می‌شود و اگر نبوت مشکل داشته باشد، امامت هم زیرسؤال می‌رود. توحید، بنیادی‌ترین اصل اعتقادی در اسلام و به معنای یکتایی و بی‌مانندی خداوند و همچنین بی‌شریک بودن او در خلقت است.

ولولا أنت لم ادر ما انت
«خدایا اگر نبودی نمی‌دانستم کیستی». تنها به دو آیه از آیات توحید الهی اشاره می‌کنیم. آیه32 سوره بقره، نفی علم مطلق و مطلق علم از بشر می‌کند مگر اینکه خداوند به انسان تعلیم دهد. این آیه به منتهی‌الیه جهل بشریت اشاره می‌کند، پس هر عملی که در او است برگشت به ذات الهی دارد. در آیه شریفه 67 سوره مریم هم از جهل مطلق انسان سخن به میان آمده است.

 الحمدلله الذی أدعوه فيجيبنی
اشاره به آیه 60 سوره غافر «ادعونی استجب لکم» است که مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. رسول خدا(ص) به عبدالله بن مسعود فرمود: هیچ چیز را بر ذکر خدا برنگزین که خداوند می‌فرماید: «ادعونی استجب لکم».

اللهم انت القائل و قولک حق و وعدک صدق 
این فراز از دعا به آیه ۳۲ سوره نسا اشاره دارد. یعنی خدا می‌داند شما چه می‌خواهید، چه لازم دارید و چه چیز از او می‌طلبید و سؤال می‌کنید. اسماعیل بن کثیر در حدیثی مرفوع از رسول خدا(ص) نقل می‌کند هنگامی که این آیه نازل شد، اصحاب رسول خدا(ص) گفتند: این فضل چیست و کدام یک از شما از پیامبر(ص) سؤال می‌کند؟ امیرالمؤمنین(ع) فرمود: من می‌پرسم و درباره فضل از ایشان سؤال کرد. رسول خدا(ص) فرمود: خداوند بندگانش را آفرید و روزی حلال را میان آن‌ها تقسیم کرد و حرام را به آنان نشان داد. اگر کسی حرمت حرامی را بشکند، به مقدار آن حرام از حلال او کاسته و بازخواست خواهد شد.

 ستار العیوب، غفار الذنوب، علام الغیوب 
امام زین العابدین(ع) در این فراز به سه ویژگی از صفات الهی یعنی پوشاندن عیوب، بخشندگی گناهان و داشتن علم غیب مطلق اشاره می‌کند.
اینکه خداوند پوشاننده عیوب بندگان است، یکی از صفات عظیم الهی است. پوشاندن عیوب تضمین‌کننده نظم و روابط اجتماعی است. اگر حیات دنیایی ما در معرض افشا و پرده‌دری خطاها قرار می‌گرفت، همه چیز زیر و رو می‌شد و پدیده‌ای به نام جامعه بشری استوار نمی‌ماند. عیب‌پوشی سپری در برابر گناهان است و اگر گناهان و لغزش‌های آدمی ظاهر شود، جرئت بر گناه در میان مردم افزایش یافته و در این صورت، اعتماد به یکدیگر در جامعه از بین خواهد رفت.

وانقلنی إلى درجة التوبة اليک
امام(ع) در این گوهر به بحث مهم توبه اشاره می‌کند. توبه ریشه در وحی الهی و سنت نبوی و احادیث اهل‌بیت(ع) دارد. البته توبه درخصوص امام سجاد(ع) به معنی انجام گناه از جانب آن حضرت نیست؛ بلکه حضرات معصومین(ع) به وسیله توبه در درگاه الهی ترفیع درجه می‌یابند. توبه درخصوص ما بندگان به معنی وجود گناه است و سبب شست‌وشو و پاکیزگی روح می‌شود. در این ماه، هیچ چیز به اندازه توبه و انابه، انسان را به خداوند متعال نزدیک نمی‌کند.
مرحوم شیخ صدوق در کتاب عیون اخبارالرضا(ع) روایتی را به‌طور مسند از رسول خدا(ص) نقل می‌کند که فرمود: کسی که به درگاه خدا توبه کند همانند کسی است که اصلاً مرتکب گناه نشده است.

أبكی لظلمة قبری
گریه‌ام به خاطر تاریکی قبر است. این سخن سیدالساجدین(ع) انسان را به یاد موقعیتی می‌اندازد که همه، یک روز دچار آن خواهیم شد. واقعاً ما برای تنهایی، تاریکی و وحشت قبر تا روز قیامت لحظه‌ای فکر کرده‌ایم؟ آیا این تاریکی با چراغ قابل حل است و یا با اعمال نیک و خوب؟ این تاریکی مونس و چراغی جز اعمال صالحه ندارد. رسول خدا(ص) فرمود: قبر، هر روز پنج حکمت را فریاد می‌زند؛ من خانه تنهایی هستم، پس با خود انیس و مونسی به سوی من بیاورید. من خانه تاریکی هستم، پس با خودتان چراغی به سوی من بیاورید. من خانه خاکی هستم، پس با خودتان فرشی به سوی من بیاورید. من خانه گزندگان هستم، پس با خودتان پادزهری به سوی من بیاورید. من خانه فقر هستم، پس با خودتان گنجی به سوی من بیاورید. (بحارالانوار، جلد۹۶، صفحه۱۲۲)
حال سؤال این است راه نجات از عذاب قبر چیست؟ در روایتی در ارشاد القلوب از رسول خدا(ص) روایت شده صدقه‌دادن مؤمن، آفات دنیا و عذاب قبر و عذاب روز قیامت را از او برطرف می‌کند.

اللهم اعطنی السعة فی الرزق و الامن فی الوطن
در این فراز، امام(ع) از درگاه الهی دو درخواست دارد. یکی وسعت در رزق و روزی و دیگری امنیت در کشور. این دو امر مربوط به امور دنیوی است و از اهمیت فراوانی برخوردار است. فزونی رزق و روزی وقتی امکان‌پذیر می‌شود که زمینه آن یعنی امنیت فراهم باشد. مرحوم سید بن طاووس در کتاب فلاح‌السائل این دعا را از امام مجتبی(ع) روایت کرده که حضرت همواره آرزوی رزق و روزی و سلامتی در بدن و امنیت را از خداوند متعال درخواست می‌کرده است. در بحارالانوار روایتی از  رسول خدا(ص) آمده که ایشان فرمود: دو نعمت است که قدر آن دانسته نمی‌شود: امنیت و عافیت. خداوند بر امنیت موجود در کشور ما بیفزاید و ما را قدردان این نعمت بزرگ الهی قرار دهد.

برچسب ها :
ارسال دیدگاه