راهکار ماجرای پاکستان رسانه است

راهکار ماجرای پاکستان رسانه است

مهدی زارع، روزنامه‌نگار  


​​​​​​​این روزها از هر زاویه‌ای ماجرای حمله به جیش‌العدل در پاکستان را بررسی می‌کنم، مصاحبه سردار دهقان با گفت‌وگوی ویژه خبری در شهریور۱۳۹۵ را به‌یاد می‌آورم (کد این مصاحبه را در انتهای همین یادداشت برایتان می‌گذارم، اسکن کنید و خودتان هم ببینید. البته اول ادامه این یادداشت را مطالعه کنید).
در اوج بحران سوریه، باوجود حضور مستشاران ایرانی و همچنین زینبیون و فاطمیون، هنوز هم یک نیاز اصلی داشتیم. حاج قاسم به‌درستی تشخیص داده بود فقط روی زمین نمی‌شود با تروریست‌های داعشی مقابله کرد. پس مشکل باید چگونه حل می‌شد؟ به‌عبارتی نیاز به پشتیبانی هوایی چگونه باید برطرف می‌شد؟
گزینه اول استفاده از تجهیزات هوایی سوریه بود. ناگفته پیداست این تجهیزات توان پوشش سراسری و مقابله با داعش را نداشتند. خلبانان سوری اعتماد به‌نفس لازم را هم نداشتند.
گزینه دیگر استفاده از جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های ایرانی بود. اما فارغ از اینکه ما در این حوزه چندان برتری نداریم، نفس حضور پرنده‌های ایرانی در سوریه هم امکان‌پذیر نبود؛ چرا که به‌معنای ورود رسمی ایران به ماجرا بود. این نه‌تنها از سوی دولت‌های وقت استقبال نمی‌شد، بلکه به‌واسطه همسایگی سوریه با اراضی اشغالی، با حساسیت بالا همراه بود و تبعات بین‌المللی جدی برایمان داشت.
گزینه سوم استفاده از تجهیزات مناسب و به‌روز ائتلاف آمریکایی بود. اما نکته اینجاست که آمریکا هیچ‌گاه هدفی برای مبارزه واقعی با داعش نداشت، چرا که دشمن اصلی‌اش محور مقاومت است. حتی هرگاه عرصه بر رهبران داعش تنگ می‌شد، این ائتلاف آمریکایی بود که با هلی‌برن به‌موقع آن‌ها را از رویارویی با محور مقاومت نجات می‌داد.
گزینه چهارم و تنها گزینه موجود استفاده از نیروی هوایی روسیه بود. روس‌ها هم دوست داشتند با حضور در عرصه سوریه، تأثیرگذار باشند و توان مذاکره با آمریکا را کسب کنند. اما دو مشکل اصلی در استفاده از نیروی هوایی روسیه وجود داشت: اول اینکه فرود هواپیماهای روسی در سوریه خطرناک بود. دوم اینکه به‌دلیل فاصله زیاد و برد محدود بمب‌افکن‌های روسی نمی‌توانستند مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین یک پیشنهاد مطرح شد؛ استفاده ادوات نظامی روسی از پایگاه شکاری شهید نوژه ایران. این پیشنهاد منطبق بر منافع مشترک بود و عملیاتی شد. 
اما خیلی زود همه‌چیز خراب شد. رسانه‌های خارجی با انتشار تصاویری از حضور اسکادران روسی در ایران، مقامات را متهم کردند که به روس‌ها اجازه تأسیس پایگاه نظامی در ایران داده‌اند. رسانه‌های اصلاح‌طلب هم در داخل افکار عمومی را تحریک کردند. در این مرحله روس‌ها هم به‌جای تلطیف فضا و در نظر گرفتن منافع بلند‌مدت مشترک، طبق عادت قدیمی، نقش ابرقدرتی به‌خود گرفتند و ماجرا را تلویحاً تأیید کردند. اینجا بود که این ارتباط مفید قطع شد. سردار دهقان که در ابتدای همین نوشتار ذکر خیرش رفت در توصیف این کار روس‌ها گفت: «روس‌ها بی‌معرفتی کردند». هرچند نسبت به روس‌ها نمی‌توان انتظاری جز این داشت اما ما وقتی معرفت را به‌عنوان یک الزام در ارتباطات بین‌المللی پذیرفته‌ایم طبق اصل «اَلْزِموهُمْ بِما اَلْزَموا بِهِ أنْفُسَهُم» نباید خودمان هم بی‌معرفتی کنیم. به عقیده نگارنده، پس از حمله به تروریست‌ها در پاکستان ما دقیقاً همین کار روس‌ها را تکرار کردیم. می‌توانستیم مثل عملیات‌های سابق که در مرز شرقی انجام داده‌ایم و خبری نکرده‌ایم، این بار هم بیانیه صادر نکنیم و از شکار شاه‌ماهی در اربیل خوشحال باشیم. اما در حق برادران اردو‌زبانمان «بی‌معرفتی کردیم» و افکار عمومی پاکستان علیه مقامات این کشور تحریک شد. راهکار برطرف کردن این بلبشو هم در یک اقدام رسانه‌ای به‌موقع است. وزارت خارجه بیانیه‌ای همدلانه صادر کند و عربستان و هند را از ادامه رویکرد مداخله‌آمیز منع کند. نیروهای مسلح با صدور بیانیه‌ای عملیات نظامی در پاکستان را تمام شده عنوان کند. دکتر رئیسی هم در تماسی مستقیم با نخست‌وزیر موقت پاکستان از او برای سفر به ایران دعوت کرده بر تحکیم روابط تأکید کند.

برچسب ها :
ارسال دیدگاه