دیوانه بازی‌ها

دیوانه بازی‌ها

حوالی امروز


​​​​​​​دکتر«سعید سلیمان‌پور» امروزی و «بوالفضول الشعرا»ی سابق  و فعلی، این روزها پنجاه و یکی دو سال را دارد و با این سن و سال و با وجود شاعر و طنزپردازی بودن، نمی‌شود توقع داشت مثل جوان‌ها از خودش دیوانه‌بازی جدیدی دربیاورد! شما هم به چند بیت از «دیوانه‌ بازی‌ها»ی 30 سالگی‌اش که با آن‌ها به مفاهیم اشعار عاشقانه قدیمی و لیلی و مجنون گیر داده، اکتفا کنید:

دل دیوانه من برسر زلفش می‌گفت:
چه دراز است خدایا شبِ تیمارستان
  
شکرلله کز دَم باران و لطف آذرخش
آب و برق خانه مجنون مهیّا می‌شود
  
محمل لیلی شب از نزدیک مجنون می‌گذشت
خوش‌خیالی بین که پا شد گفت: محمل ...مستقیم!
  
کم پریشان کن دلم را ای فلک در زلف یار
برسردیوانگان، دیوانه‌بازی درنیار
  
گشته این دیوانگی سرگرمی طفلان کوی
شأن من امروز کمتر از «عموپورنگ» نیست
  
می‌کند امشب به ضرب تیشه‌ای دشت جنون
افتتاح شعبه دوم به نام «بیستون»
  
گفتم «ای مجنون از این دیوانه بازی درگذر»
پوزخندی زد که «ای عاقل! مگر دیوانه‌ام؟»
  
شد وحوش از دست مجنون ذله، دیدم چند بار
دُنب آهو را به جای کاکل لیلی گرفت

برچسب ها :
ارسال دیدگاه