پاسدار مکتب اسلام

مروری بر زندگی و زمانه مرحوم آیت‌الله سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی در هفتمین سالگرد درگذشتش

پاسدار مکتب اسلام

برای خیلی از ما دنبال کردن زندگی بزرگان و خواندن حال و احوالاتشان، یک ماجرای شگفت و یک نقطه عطف کفایت می‌کند. حال فکر کنید با کسی طرف باشید که شاگرد برجسته علامه طباطبایی، در دوران طلبگی همدوره با امام موسی صدر، از مؤسسان مجله مهمی همچون مکتب اسلام و دانشگاهی چون دانشگاه مفید است و انبوه فعالیت‌ها و خدمات برجسته‌اش به حدی است که نتوان در این سیاهه همه‌شان را جا داد. آیت‌الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی از همین جنس شخصیت‌های انگشت‌شمار بود. 


قصه اردبیل؛ از تحصیل تا تدریس
به نظرم از کودکی سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی دانستن چند نکته کفایت کند. یکی اینکه سیزدهم رجب ۱۳۴۴ هجری قمری مقارن با سالروز میلاد امیرالمؤمنین(ع) (برابر با ۸ بهمن ۱۳۰۴ هجری شمسی) در شهر اردبیل متولد شد. پدرش مرحوم سید عبدالرحیم مى‌خواست افراد خانواده را معتقد، عارف و عامل به مذهب تربیت کند و در این خصوص بسیار اصرار مى‌ورزید. مادرش زنى پارسا مرحومه سیده خدیجه بود که در 2سالگى عبدالکریم در اثر بیمارى حصبه از دنیا رفت. در مکتبخانه تحصیلاتش را شروع کرد و بعد در مدرسه علمیه ملاابراهیم اردبیل همین مسیر را پی گرفت.
پس از ورود متفقین به ایران، مردم از آزار و اذیت دولت رهایى یافتند و در پى آن رغبت جوانان به دروس حوزوى افزایش یافت. بنابراین تعدادى طلبه جوان برای تحصیل در دروس حوزوى وارد مدرسه ملاابراهیم شدند. ورود این طلاب جوان و نشاط و جدیت آنان سبب شد تدریس دروس مقدماتى علوم حوزوى یعنى صرف، نحو و منطق را آغاز کند. افزون بر آن در همان زمان به منظور جبران خلأ فرهنگى ناشى از 20سال دیکتاتورى رضاخانى، اقدام به برپایى مجالس وعظ، خطابه و سخنرانى در شهرستان اردبیل و مناطق اطراف آن نیز کرد.

قصه قم، شروع هجرت
آیت‌الله موسوى اردبیلى در رمضان ۱۳۲۲ هجری شمسی تصمیم گرفت به شهر مقدس قم مهاجرت کند. مدت اقامت در شهر مقدس قم، سه سال و اندى به طول انجامید. او در این مدت از محضر استادان بزرگوارى استفاده برد از جمله آیت‌الله سید محمدرضا گلپایگانى، آیت‌الله سید احمد خوانساری، آیت‌الله شیخ مرتضى حائرى، آیت‌الله میرزا مهدى مازندرانى و آیت‌الله سید محمدحسین طباطبائى.
افزون بر این، هیچ‌ گاه از ترویج معارف دین غفلت نکرد. در ایام تبلیغ در مناطق مختلف ایران مجالس وعظ و خطابه تشکیل داد و با سخنرانى‌هاى مذهبى خویش، شور و نشاط معنوى به جامعه تزریق مى‌کرد.

قصه نجف، در محضر بزرگان
آیت‌الله موسوى اردبیلى در ۱۶ آبان ۱۳۲۴ هجری شمسی به اتفاق جمعی از فضلاى حوزه علمیه قم تصمیم گرفت به نجف اشرف مهاجرت کند. وی با شور و شوق وصف‌ناپذیری در دروس استادان بزرگ حوزه در آن روزگار حاضر شده ضمن خوشه‌چینى از خرمن آن بزرگان، با علاقه مفرطى به تحقیق و تفحص درباره مسائل علمى مطرح در دروس حوزوى پرداخته و قسمتى از دروس آن استادان را نیز به رشته تحریر درآورد.
مدت اقامت وی در نجف اشرف هر چند نسبتاً کوتاه بود و تنها حدود دو سال و اندى به طول انجامید، اما همین مدت کوتاه به دلیل اینکه استادان آن روزگار حوزه نجف از بزرگان فقه و اصول قرن‌های اخیر شیعه بودند، از نظر علمى برایش بسیار پرثمر و ارزشمند بود و دقت‌ها و موشکافی‌هاى آن بزرگان در حوزه‌هاى فقه، اصول و فلسفه تأثیرات شگرفى در شخصیت علمى این چهره گذاشت.

قصه ایران، فصل پرثمر بازگشت
آیت‌الله موسوى اردبیلى پس از بازگشت از عراق، در سال ۱۳۲۷ هجری شمسی وارد قم شد و در مدرسه فیضیه اقامت گزید. اشتغالات و حوادث مدت اقامت ایشان در قم فراوان است که ما در ادامه به ذکر چند مورد در کنار اشتغال معمول این عالم برجسته به بحث و درس و تبلیغ بسنده می‌کنیم.

بانی «مکتب اسلام»
در مدت حضور در قم، توسط ایشان و عده‌اى از فضلا و روحانیون حوزه علمیه، براى نخستین بار مجله‌اى به نام مکتب اسلام در قم منتشر و با استقبال کم‌نظیرى روبه‌رو شد. ایشان که از بانیان این مجله بودند، مقالاتى در آن به رشته تحریر درآوردند که از آن جمله مى‌توان به سلسله بحث‌هاى «دین از نظر قرآن» و مقالاتى مانند «قرآن یا آفتابى که غروب ندارد» و «طوفان نوح» اشاره کرد.

 مبارزه با فقر و دستگاه تولید فقر
امام موسى صدر که از دوستان دیرین و دوران طلبگى حضرت آیت‌الله موسوى اردبیلى بود، در جنوب لبنان اقدام به تأسیس سازمانى برای مبارزه با فقر و کمک به محرومان کرده بود. وی نیز با الهام از این کار، تصمیم به ساخت کارخانه‌اى در شهرستان محروم اردبیل برای مبارزه با فقر و کمک به فقیران گرفت. پس از بررسى و تحقیق، اشخاصى برای جمع‌آورى انفاقات و صدقات مستحبه تعیین و مقرر شد مرکزى برای آموزش صنایع دستى به تهیدستان و فروش محصول آنان به بازار و تخصیص درآمد حاصله به خودشان ایجاد شود. آغاز کار از جوراب‌بافى و تریکوبافى بود که ساختمانى برای آن ایجاد شد و خانواده‌هایى زیر پوشش قرار گرفتند. این مرکز در حال توسعه بود که رژیم شاه حساس شد و تصمیم گرفت مانع این کار شود. 
رئیس وقت ساواک اردبیل گفته بود: «ما نمى‌خواهیم این آخوندها را تحت کنترل درآوریم بلکه می‌خواهیم آن‌ها را حذف کنیم، حال این‌ها به فکر افتاده‌اند کارى کنند که اگر بخواهیم با آنان برخورد کنیم، ناچار شویم با چند صد یا چند هزار نفر درگیر شویم. زحمت‌هاى فراوانى کشیده شده تا این‌ها از متن زندگى مردم کنار گذاشته شوند و اگر این کارها قوت بگیرد، این‌ها مجدداً به متن زندگى مردم بازمى‌گردند. به هر قیمتى که شده باید جلو این کار گرفته شود». به همین دلیل درست همان روزى که برای بازدید مردم از مؤسسه و آشنایى با اهداف آن و کمک به توسعه و گسترش آن تعیین شده بود، مأموران ساواک به مؤسسه هجوم آورده و آن را بستند. آیت‌الله موسوى اردبیلى نیز در خانه دستگیر شد و ساواک تهدید کرد اشخاصى را که به این مؤسسه کمک کنند، دستگیر کرده و مورد آزار و اذیت قرار خواهد داد و بدین ترتیب مانع از فعالیت این مرکز شد.

تبعید به خاطر دفاع از فلسطین
مبارزات سیاسى جزو جدایی‌ناپذیر فعالیت‌هاى آیت‌الله موسوی اردبیلی بود و نمودهای فراوانی از آن در سخنرانی‌ها به خصوص در سفرهای تبلیغی یافت می‌شود. از جالب‌ترین این نمونه‌ها درگیرى علنى ایشان با رژیم صهیونیستی بود. درگیری که در جنگ ۶روزه اعراب و اسرائیل رخ داد. در آن زمان تمامى دستگاه‌هاى تبلیغى رژیم، از اسرائیل طرفدارى مى‌کردند و به نفع اسرائیل و علیه اعراب خبر منتشر مى‌کردند. ایشان در منبر به شدت به نفع اعراب و مسلمین موضع‌گیرى کرد که در پى آن رژیم تصمیم گرفت ایشان را دستگیر و به تبریز تبعید کند. در پى این حادثه، علما و ائمه جماعت اردبیل متحد شدند و همه به مسجد ایشان رفته و اعلام کردند اگر رژیم به دستگیرى و تبعید ایشان اقدام کند، تمامى مساجد را تعطیل کرده و از شهر خارج خواهند شد. رژیم پهلوى که با مقاومت روحانیون مواجه شد و از عواقب کار نگران بود، از دستگیرى ایشان منصرف شد.
مورد دیگر شایان ذکر در جریان تصویب کاپیتولاسیون بود که معظم‌له به آگاه‌سازى پرداخته و در نتیجه مردم به نشانه اعتراض، تصمیم به تعطیل کردن بازار گرفتند ولى عوامل رژیم دست به کار شده و با تهدید مانع از تعطیلى بازار شده و ایشان را تحت تعقیب قرار دادند. این آزار و اذیت‌ها به حدى بود که ایشان به ناچار تصمیم گرفت اردبیل را ترک گفته و به محل دیگرى مهاجرت کند.

ایستادگی در برابر بهاییت
شهرستان اردبیل از قدیم به دلایلی مورد علاقه بهایی‌ها بوده و مبلغان بهایى رفت و آمد زیادى به آن شهر داشتند. بیشتر مخاطبان این مبلغان، جوانان و دانش‌آموزان بودند و برخى از آنان که به این محافل رفت و آمد مى‌کردند، با مراجعه به آیت‌الله موسوى اردبیلى مطالبى را که شنیده بودند به ایشان بازگو مى‌کردند و خواهان پاسخ مناسب بودند. راهنمایى ایشان این بود که سخنان و دلایل آنان را بشنوند، ولى پاسخ نگویند بلکه پاسخ را به وقت دیگرى موکول کنند. آنان نیز مطالب فراوانى را یادداشت کرده و پاسخ مناسب را از ایشان دریافت مى‌کردند.
براى اینکه مطالب مورد استناد برای تنظیم پاسخ‌ها، دقیق و اصیل باشد چاره‌اى جز مراجعه به منابع اصلى خود بهاییت نبود و این امر با توجه به اینکه بهای��ان کتابخانه‌اى در اردبیل داشتند، توسط فردى به نام انصارى که خود از زمره بهاییان بود، میسر شد. مجموع این پرسش و پاسخ‌ها و یادداشت‌هاى مفصل در مورد بهاییت، در نهایت منجر به تألیف کتابى به نام «جمال ابهى» توسط معظم‌له شد که 10‌هزار نسخه از آن چاپ و منتشر شد و اینک نایاب است. امام موسى صدر این کتاب را دیده و دستور ترجمه آن را به زبان عربى داده بود ولى فرصت انجام آن را نیافت.

تأثیرگذار و قدرتمند در صحنه سیاست
آیت‌الله موسوى اردبیلى که یکى از نزدیکان حضرت امام(ره) و از ارکان انقلاب اسلامى محسوب مى‌شد، در تمامى صحنه‌هاى سیاسى در پیش از انقلاب و در دهه نخست انقلاب نقش اساسى ایفا کرد.
در 11 سال اول انقلاب، اشتغالات علمى و فرهنگى معظم‌له روند و وضع دیگرى پیدا کرد از جمله اشتغالات جدید ایشان؛ تدوین قوانین کیفرى، جزایى و حقوقى دادگسترى و انطباق آن‌ها با موازین شرع و فقه اسلامى بود. با توجه به اینکه پاره‌اى از قوانین موضوعه پیش از انقلاب به ویژه قانون مجازات عمومى برگرفته از قوانین اروپایى بود، چنین کار گسترده و وسیعى نیازمند صرف وقت فراوانى بود. براى این منظور کمیسیونى از فقها و حقوقدانان تشکیل شد و با همکارى دوستان متفکر و اندیشمند، این مهم به انجام رسید و در نهایت قوانین جدید به صورت مدون و منقح و مطابق با شرع تنظیم و ارائه شد. بدیهى است این امر حسب ضرورت و به منظور تدوین قوانین و مقررات منطبق با شرع صورت گرفت و این هرگز بدان معنى نیست آن قانون از جامعیت و کمال برخوردار بوده و فاقد هر گونه نقصانى است بلکه ممکن است نیازمند بازنگرى مجدد باشد.
از طرف دیگر گاهى مسائلى در محاکم پیش مى‌آمد که در قوانین مدونه پیش‌بینى نشده بود و قاضى نیز نمى‌توانست حکم مسئله را از قوانین موجود استخراج کند. وانگهى اصل ۱۶۷ قانون اساسى، قاضى را موظف کرده است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیافت، با استناد به منابع معتبر اسلامى یا فتاوى معتبر، حکم قضیه را صادر کند و بدیهى است تمامى قضات به آسانى از عهده این مهم برنمى‌آیند، به خصوص در مسائل مستحدثه و نوپیدا که در متون و منابع معتبر فقهى نیز حکم روشنى پیرامون آن‌ها وجود ندارد. در چنین مواردى راهنمایى و استخراج احکام شرعى مسائل مستحدثه قضاىی از دیگر اشتغالات مهم ایشان بود.

در خدمت دانشگاه و حوزه
آیت‌الله موسوى اردبیلى از دورانى که در قم مشغول تحصیل بود مانند هر طلبه و محصل دردآشنایى در مورد نواقص حوزه مى‌اندیشید و آرزو داشت روزى فرابرسد که این نواقص از حوزه برطرف شود. براى حل و رفع این مشکلات و نواقص، هنگامى که ایشان تصمیم به اقامت مجدد در قم گرفت، اقدام به تأسیس مؤسسه‌اى به نام دانشگاه علوم انسانى (دارالعلم) مفید کرد. هدف از تأسیس این دانشگاه این است که علوم مورد نظر اسلام، یعنى علوم انسانى در آنجا تدریس شود و نظرات اسلام نیز در ردیف نظرات سایر مکاتب مورد بحث و بررسى قرار گیرد. در حال حاضر رشته‌هاى حقوق، اقتصاد، فلسفه، علوم سیاسى و علوم قرآن در این مؤسسه در سطح کارشناسى و کارشناسى ارشد تدریس مى‌شود.

پرده آخر، آرامش ابدی در کنار علامه
مرحوم آیت‌الله موسوى اردبیلى سرانجام در ۳ آذر ۱۳۹۵ به‌ علت عارضه قلبی در ۹۰ سالگی درگذشت. پیکر ایشان در قم تشییع و در حرم حضرت معصومه(س) در کنار مزار علامه طباطبایی به خاک سپرده شد.

خبرنگار: پارسا نیکوکار

برچسب ها :
ارسال دیدگاه