تشویش‌تراشی

تشویش‌تراشی

میم.ظرافتی


​​​​​​​اصلاً و اصولاً ما اهل «ننه‌من‌غریبم‌بازی»، «اینا می‌خوان منو بگیرن»، «به وقتش افشاگری می‌کنم» و این‌جور حرف‌ها نیستیم. فقط برای شفاف‌سازی می‌گوییم مطلبی که پس از این مقدمه می‌خوانید، زبانم لال، شرح جلسه بازجویی وارشاد  یک «مقام مسئول ستون طنز» نیست، بلکه گزارش دیدار دوستانه ما با یک دوست صمیمی صادق و سابق و مسئول فعلی یک جایی است و نشان می‌دهد ما چقدر برای بقای این ستون و آن دوستمان برای بقای مقام و مسئولیتش و بلکه بقای مسئولین جاها و چیزهای دیگر، در حال تلاش مذبوحانه هستیم:
خب چطوری رفیق قدیمی... این طرفا؟
همین جوری...رد می‌شدیم گفتیم احوال شما رو بپرسیم.
عجب... اتفاقاً منم امروز صبح بعد اینکه مطلب ستون طنزتو  درباره  فیلترشکن خوندم، داشتم فکر می‌کردم چرا مدتیه تو از این طرفا رد نمیشی؟
پسر مگه فروش فیلترشکن و اینا هم طنز داره توش که شما براش طنز نوشتی؟...
پول که داره توش... یه ضرب‌المثل قدیمی میگه هرجا پول هست، طنز هم هست.
بیخود میگه ...بعدشم میگه فساد هست، نمیگه طنز هست.
خب همونه دیگه... من خواستم به زبون طنز از فساد اقتصادی انتقاد کنم.
شما نوشتی مافیای فیلترشکن...خداییش چرا شما دوس دارین واسه هرچیزی مافیا بتراشین، تشویش اذهان عمومی کنین؟
حالا من که مافیا تراشی نکردم...شما چرا تشویش تراشی می‌کنی برای ما؟ الان من با اغماض نگاه کنم، رفاقتمونو بذارم وسط، کارتو تشویش بی‌دلیل اذهان عمومیه و جرمت سنگینه.
بی‌دلیل نیس، دلیل دارم براش من...
ساکت بابا... اصلاً دیگه حق نداری طنز بنویسی اگه میخوای این‌جوری بنویسی.
وقتی اون طنزی که من نوشتم اصلاً چاپ نشده، شما از کجا خبردار شدی و چه جوری متهمم می‌کنی به تشویش اذهان عمومی رفیق جان قدیمی؟
پاشو برو... برو مثه یه طنزنویس خوب طنزتو بنویس، بذار رفاقتمون سرجاش بمونه!    

برچسب ها :
ارسال دیدگاه