انگشتری با نوشته «رفع الله رایت العباس»

انگشتری با نوشته «رفع الله رایت العباس»


​​​​​​​وقتی دانشگاه قبول شدم، پدرم به عنوان جایزه، برنامه یک سفر مشهد خانوادگی را تدارک دید. محرم سال 1398 شمسی بود که پدرم از طرف اداره، هتل رزرو کرد و قرار بود خانوادگی به مشهد برویم. همان ایام، با دوستان در حلقه چالش، مراسم سوگواری در فضای پارک رازی به راه انداخته بودیم و من و آرمان در ایستگاه صلواتی خدمت می‌کردیم. شب با همه دوستان خداحافظی کردم و صبح فردا قرار بود عازم مشهد بشویم. همان شب اتفاقی افتاد که مادرم نتوانست همراه ما بیاید. به پدرم گفتم: حالا که مادر نمیاد، ایرادی نداره آرمان علی‌وردی رو با خودمون ببریم؟
با آرمان دو نفری حرم می‌رفتیم و ساعت‌ها در صحن می‌نشستیم... یکی از دغدغه‌های آرمان، خریدن سوغاتی برای برادرش، محمدامین بود... خودش هم انگشتر می‌خواست. در بازار رضا یک انگشترفروشی خوب می‌شناختیم. به آنجا رفتیم. شاید بیشتر از 20 انگشتر عقیق به دست کرد اما راضی نبود. صاحب مغازه گفت: «یک انگشتر عقیق دارم که شناسنامه داره. قیمتش یکم گرونه، ولی فکر کنم نظر شما رو جلب کنه». آرمان گفت: «اگه زحمتی نیست بیارین». صاحب مغازه انگشتری رو آورد که روی آن حک شده بود: «رفع الله رایت العباس». آرمان از این انگشتر خیلی خوشش آمد و آن را خرید (برگرفته از آرمان عزیز، ص279).

برچسب ها :
ارسال دیدگاه