بحران پلاستیکی

پلاستیک‌ها دارند بشر و زندگی‌اش را غرق می‌کنند

بحران پلاستیکی

حوالی امروز


گویا آمارهایی که درباره میزان تولید و مصرف پلاستیک داریم مال دست‌کم هفت یا هشت سال پیش است که مثلاً می‌گوید در ایران سالانه چیزی حدود 500 تن کیسه پلاستیکی تولید می‌شود یا فقط در میدان‌های تره‌بار تهران سالانه 7هزار و500 تن کیسه پلاستیکی به مصرف می‌رسد. از این میزانی که گفتیم فقط 4 درصدش فشرده‌سازی و جایی در زمین دفن می‌شود و 7هزار و 200 تن دیگر آن در خیابان، دشت، بیابان، کوه و جنگل رها می‌شود تا فاتحه محیط زیستمان را بخواند. تازه مگر تولید و مصرف انواع پلاستیک فقط به کیسه پلاستیکی و میدان تره‌بار تهران محدود می‌شود؟ 

پلاستیک ما، پلاستیک آن‌ها
در حالی که ما ایرانی‌ها هنوز داریم براساس آمار و ارقام چند سال پیش از مضرات پلاستیک برای محیط زیست حرف می‌زنیم و چون فکر می‌کنیم منظور از بحران پلاستیک فقط مصرف کیسه‌های خرید یا کیسه زباله پلاستیکی است‌، مدام به مردم هشدار می‌دهیم پلاستیک کمتر مصرف کرده یا مصرف نکنند، جاهای دیگر دنیا به این نتیجه رسیده‌اند که اولاً بحران آلودگی پلاستیکی فقط به کیسه‌های پلاستیکی نیست و ثانیاً راه احتمالی غلبه بر این بحران کنترل مصرف و حتی ممنوعیت مصرف آن نیست. به عبارتی آب از سرچشمه گل‌آلود است. یعنی وضعیت بحرانی تولید و مصرف پلاستیک در جهان به جایی رسیده که انسان راهی جز این ندارد که تولید پلاستیک را نه حتی محدود بلکه متوقف کند. حالا با این وضعیت حساب کنید وقتی هنوز از رسانه‌های ما تبلیغ انواع و اقسام مواد پلاستیکی و حتی کیسه‌های زباله پلاستیکی که در دنیا به بحران تبدیل شده، پخش می‌شود، از حیث مبارزه با این بحران و نجات محیط زیست، کجا ایستاده‌ایم؟

عاج فیل
دو قرن پیش، پلاستیک، نه‌تنها متهم ضد محیط زیستی و منفور نبود بلکه ناجی بخشی از طبیعت به حساب می‌آمد. از اوایل قرن19 تلاش انسان‌ها برای تولید ماده‌ای که بتواند جای عاج فیل و یا لاکِ لاکپشت‌ها را در صنایع مختلف بگیرد آغاز شد. حدود سال‌1860 میلادی به بعد وقتی انسان‌ها دیدند جمعیت فیل‌ها و لاکپشت‌ها (به دلیل شکار بی‌رویه) بدجوری رو به کاهش گذاشته نگرانی و تلاششان بیشتر شد. نخستین‌بار هم یک کارآفرین به نام مایکل فِیلَن که توی کار ساخت توپ بیلیارد (با عاج فیل) بود برای ساخت ماده جایگزین عاج فیل دست به کار شد، برای سازنده ماده جدید جایزه در نظر گرفت و عاقبت یک جوان آلبانی‌تبار به نام «هایت» توانست پلیمری را که نسل اول پلاستیک‌های امروزی بود تولید کرده و جایگزین عاج فیل و مواد مشابه کند. البته در سال‌های بعد انواع و اقسام پلاستیک تولید شد و کم کم کار به جایی رسید که همه چیز زندگی بشر، پلاستیکی شد! پس طبیعی است وقتی از آلودگی محیط زیست توسط پلاستیک حرف می‌زنیم منظورمان فقط کیسه‌های پلاستیکی یا بطری‌های پلاستیکی نیست. سایت «ترجمان» به‌تازگی مطلبی از «الیزابت کولبرگ» با تیتر: پلاستیک‌ها چگونه ما را مسموم می‌کنند؟ منتشر کرده و در آن به حقایق جالبی درباره تولید و مصرف پلاستیک اشاره می‌کند. مثلاً اینکه گونه‌های مختلف مواد پلاستیکی چگونه به زندگی انسان راه پیدا کرده و در حین مصرف تجزیه شده و ریزمواد آن وارد بدنمان می‌شود. موادی که اغلب سرطان‌زا هستند و یا می‌توانند تأثیرات بدی روی بدن بگذارند. همچنین در این مطلب بر این نکته تأکید می‌شود که مسائلی مانند بازیافت پلاستیک حتی اگر واقعیت داشته باشد و شرکت‌های تولیدکننده که درون بسته‌ها، بطری‌ها و ظروف پلاستیکی محصولات خود را عرضه می‌کنند اگر به‌درستی کار بازیافت را انجام دهند (که نمی‌دهند) باز هم  چیزی از خطر آلودگی پلاستیکی کم نمی‌شود.

شیر آب را ببندید!
خانم الیزابت کولبرگ چه از قول خودش و چه از زبان کارشناسان مختلف، درنهایت این طور نتیجه می‌گیرد که: «این روزها هر کسی درباره «بحران آلودگی پلاستیکی» می‌اندیشد به نتیجه‌ای واحد می‌رسد... در بحث مبارزه با آلودگی پلاستیکی تا وقتی مدام پلاستیک‌های یکبارمصرف تولید کنیم مثل آن است که سعی کنیم آب داخل وان حمام را بدون بستن شیر آب تخلیه کنیم؛ ما باید تولید پلاستیک را متوقف کنیم... اکنون می‌دانیم که بدون کاهش تولید نمی‌توان آلودگی پلاستیکی را کاهش داد... البته حرف‌زدن درباره «بستن شیر آب» و تغییر ساختار به‌مراتب راحت‌تر از عملی‌کردن آن است... اولاً موانعی سیاسی برای چنین کاری وجود دارد. صنعت پلاستیک، عملاً زیرمجموعه صنعت سوخت‌های فسیلی است... یعنی هر تلاشی که برای کاهش مصرف پلاستیک صورت بگیرد منجر به مقاومتی آشکار یا پنهان خواهد شد، نه‌فقط از سوی شرکت‌هایی مانند کوکاکولا و نستله، بلکه از جانب شرکت‌هایی مانند اکسان و شِل... از زمانی که ما بدون پلاستیک بی‌هیچ مشکلی زندگی می‌کردیم مدت زیادی نگذشته است... همچنین از زمانی که ما بدون کوکاکولا، بطری‌های آب یا هر چیز بیرون‌بری زندگی خود را می‌کردیم، خیلی زمان نمی‌گذرد.
 به منظور پایان‌ دادن به آلودگی پلاستیکی، احتمالاً تنها پیدا کردن جایگزین کافی نخواهد بود، بلکه حذف باید در دستور کار قرار گیرد. اگر بیشتر زندگی معاصر به پلاستیک گره خورده است و نتیجه آن مسموم‌ کردن فرزندانمان، خودمان و اکوسیستم بوده، پس درباره این زندگی باید بازنگری شود... اکنون پرسش اساسی این است که چه چیزی برای ما اهمیت دارد؟ آیا ما تمایل داریم این پرسش را از خودمان بپرسیم؟»

برچسب ها :
ارسال دیدگاه