نگاهی به نقش هنر در ارتقای فرهنگ عفاف و حجاب

راهبرد فراموش شده!

نگاهی به نقش هنر در ارتقای فرهنگ عفاف و حجاب

محمد جواد استادی/ پژوهشگر مطالعات فرهنگی


کامیابی و حرکت رو به‌ جلو در هر جامعه‌ای، استوار بر حفظ و تقویت ارزش‌های آن جامعه خواهد بود. آشکار است ارزش‌ها که ریشه در بنیادهای معرفتی و فرهنگی ژرف جوامع دارند، موجب استحکام و تقویت پیوند و ارتباط اجزای متنوع و متکثر و متغیرهای متنوع در جامعه خواهند شد. در پیچیدگی امروز جوامع معاصر که به دلایل گوناگونی از جمله توسعه دانش، فناوری، تحول عرصه‌های ارتباطی، تغییر ویژگی‌های انسان‌شناختی و... به وجود آمده است، همواره خطر اغتشاش و اعوجاج در ساختار نظام اجتماعی وجود دارد. تنها راه هماهنگی و نزدیک شدن عناصر و پاره‌های رنگارنگ انسانی امروز، بهره بردن از عنصر قوام‌بخش و یکپارچه‌کننده‌ای به نام «ارزش‌ مشترک» است.
هرچند زمانی که از «ارزش مشترک» سخن می‌گوییم، منظور ارزش‌هایی است که ریشه در تاریخ کهن سرزمینی داشته و برآمده از بنیادهای اعتقادی بنیادین جامعه باشد. تنها چنین ارزش‌هایی ظرفیت تقویت نظام اجتماعی را خواهند داشت و از این بابت چنانچه به این اصل دقت نشود، می‌توان شاهد آسیب‌های فراوان بود. به‌عبارت‌دیگر همان‌قدر که حفظ و تقویت ارزش‌های اساسی و برآمده از سنت الهی در هر جامعه اهمیت دارد، فراموش کردن یا تغییر آن ارزش‌ها نیز خطرناک خواهد بود.
از سوی دیگر در هر جامعه با مواردی روبه‌رو هستیم که کاملاً برآمده از نظام ارزش‌های بنیادین هستند و هر نوع تغییر و دگرگونی در آن‌ها نشان‌دهنده احتمال و یا خطر تغییر در ارزش‌های مرکزی جامعه است. حجاب و همچنین مسئله عفاف یکی از مسائلی است که در فطرت انسانی و جامعه دینی همواره نمودی از باورهای اعتقادی عمیق بوده که اتفاقاً جنبه اجتماعی و بیرونی نیز یافته است. 
مسئله حجاب و عفاف باید همواره در راستای حفظ سلامت جامعه به معنای وسیع و گسترده آن مورد توجه باشد. کارگزاران در راستای تقویت فرهنگ عفاف و حجاب و نهادینه‌سازی آن در جامعه به ‌عنوان یک برونداد برآمده از ارزش‌ها نیازمند توجه به نسل‌های نوجوان و جوان هستند؛ چراکه تقویت فرهنگی، آموزش و نهادینه‌سازی ارزش باید از سنینی که زمینه رشد و حرکت فراهم می‌آید، آغاز شود.
در چنین فضایی به ابزاری نیاز داریم که ضمن برقراری ارتباط با طیف گسترده و متنوع، پیام خود را به شکل غیرمستقیم، با برانگیختن حساسیت و احساسات، با قدرت اقناع‌کنندگی و درونی‌سازی، سرگرم‌کننده و نه تکلیفی و ابلاغی و هم‌تراز با لطافت روحی انسان و حس زیبادوستی او منتقل کند. با این توصیف، هنر تنها ابزاری است که می‌تواند اهداف مورد نظر را به ‌طور کامل محقق کند. دیگر ویژگی هنر این است که دایره اثربخشی آن محدود به زمان جاری نبوده و امکان تأثیرگذاری در دوره‌های گوناگون را نیز خواهد داشت.

برچسب ها :
ارسال دیدگاه