قصه آب و آفتاب

روایتی درباره سقاخانه‌های حرم مطهر رضوی و تاریخشان

قصه آب و آفتاب


تشنگی همزاد تابستان است؛ همزاد خورشید. زیر اشعه آفتاب که باشی، تشنه می‌شوی و تشنه‌تر. حالا باید بگردی و آب زلال پیدا کنی تا عطشت را فرو بنشاند. صحن و سرای حرم مطهر رضوی هم پهنه تابش خورشید را در خود دارد و هم خنکای سیراب شدن را. اینجا هم آفتاب است و هم چشمه، هم عطش و تشنگی است و هم پیاله‌های آب زلالی که عطشت را فرو می‌نشاند. این صورت مثالی اما حقیقتی هم در بیرون دارد. سقاخانه‌ حرم مطهر رضوی همان ‌جایی است که زیر تابش گرم آفتاب، می‌توانی جرعه جرعه آب گوارا بنوشی. 

سقاباشان آب‌پاش صحن
به گواهی دایره‌المعارف آستان قدس رضوی قدیمی‌ترین سند درباره سقاخانه حرم رضوی مربوط به پرداخت حقوق به «علیرضا سقاباشی» و دیگر کارکنان سقاخانه است.
همچنین در اسناد مربوط به دوره شاه‌سلیمان صفوی به اصطلاح «سقاباشان آب‌پاش صحن» اشاره شده و به نظر می‌رسد به افرادی اطلاق می‌شده است که امر نظافت و شست‌وشوی صحن را انجام می‌دادند؛ سرطاس (نوعی ظرف) و راویه‌کش (حمل‌کننده مشک آب) اصطلاحات دیگری است که در این دوره آمده است.
سابقه وجود سقاخانه در حرم مطهر رضوی به پیش از دوره صفوی بازمی‌گردد. نشانه این موضوع وجود سنگاب خوارزمشاهی در حرم مطهر است که قدمت آن به آخر سده ششم هجری می‌رسد، اما آنچه به طور مکتوب در منابع در این باره انعکاس یافته از دوره صفوی است.

تولد سقاخانه جدید سلطانی
سقاخانه اما محلی برای نگهداری و ذخیره آب و وضو گرفتن زائران بوده است و افرادی به عنوان «سقا» وظیفه تأمین آب آن را بر عهده داشتند. در اسناد این دوره به شغل سقایی و مکانی به نام سقاخانه اشاره شده است. قدیمی‌ترین سقاخانه حرم، سقانه‌خانه واقع در بین راهرو دارالسیاده و ایوان طلای نادری بوده و سنگاب خوارزمشاهی در آنجا قرار داشته است. این سقاخانه در دوره قاجار نیز مورد استفاده بوده اما امروزه از این سقاخانه به جز سنگاب آن، نشانی باقی نمانده است.
در دوره افشار دو سقاخانه وجود داشت؛ یکی همان سقاخانه (سنگاب) قدیم که در آن زمان فعال بود و مخارج آن شامل هزینه‌های پرداخت بهای خیک سقایان، تأمین یخ و نمد مستعمل و نیز یک عدد پیه‌سوز برای روشنایی می‌شد و دیگری سقاخانه جدید سلطانی معروف به «سقاخانه اسماعیل ‌طلایی» یا نادری که هنوز هم در میانه صحن عتیق یا انقلاب قرار دارد.
در دوره قاجار به سبب توسعه حرم مطهررضوی و صحن‌ها، شمار سقاخانه‌ها افزایش یافت و در سقاخانه‌های قبلی نیز تغییراتی به وجود آمد. در این دوره سقاخانه جدید دیگری نیز بنا شد، یکی از آنان سقاخانه «میان امارت» بود که جایی در رواق‌های پیرامونی روضه منوره قرار داشته و متأسفانه محل آن دقیقاً معلوم نیست و در اسناد فقط به تعمیر گنبد و پرداخت حقوق سقا و فراش آن اشاره شده است. این سقاخانه ظاهراً تا سال 1331 قمری پابرجا بوده است. سقاخانه دیگری که در دوره قاجار فعال بوده، سقاخانه صحن نو یا آزادی که به نام بانی آن «موتمن السلطنه» یا «مستشارالملک» بوده و در وسط صحن نو یا آزادی قرار داشته که حالا در محل آن، حوض بزرگ صحن آزادی بنا شده است.
تاریخ ساخت سقاخانه صحن نو دقیقاً معلوم نیست، اما با توجه به مدت پیشکاری موتمن‌السلطنه در خراسان که بین سال‌های 1286 تا 1301 قمری  و 1304 تا 1314 قمری بوده احتمالاً سنگاب آن در همین سال‌ها ساخته و نصب شده و ابعاد و اندازه آن تا حدودی شبیه سقاخانه نادری بوده است. این سقاخانه را در سال 1307 شمسی به دستور «محمد ولی اسدی» خراب کردند و به جای آن حوض بزرگی ساختند که همین حوض فعلی صحن آزادی است. 

روز و روزگار فعلی سقاخانه ها
حالا در روزگار معاصر، علاوه بر سقاخانه اسماعیل طلایی دو سقاخانه دیگر در حرم وجود دارد؛ یکی سقاخانه صحن قدس است به شکل مسجد «قبه‌الصخره» بیت‌المقدس واقع در میانه صحن با بنایی هشت ضلعی که گنبدی طلایی روی آن قرار دارد. هر ضلع سقاخانه سه طاق‌نما دارد که پیش‌آمدگی هر یک از اضلاع بنا روی آن‌ها استوار شده است. طول هر ضلع آن 3/5 متر و ارتفاع بنا تا تیزه گنبد 8/25 متر و ازاره به ارتفاع 1/75 متر است. ساقه گنبد و طاق‌نماها با کاشی معقلی و معرق مزین به کتیبه قرآنی و نقوش هندسی پوشیده شده است. نمای داخل سقاخانه تماماً از سنگ پوشیده شده و دیوارها و سقف آن معرق‌کاری بسیار ظریفی از سنگ دارد حتی اشکال گیاهی و کتیبه‌های ظریف آن هم سنگی است.
سقاخانه اسماعیل طلایی یا سقاخانه جدید سلطانی یا سقاخانه نادری هم که مشهورترین سقاخانه حرم مطهر رضوی در میانه صحن انقلاب است. سقاخانه اسماعیل طلایی در سال 1143 قمری به دستور نادرشاه افشار ساخته شد. به گواهی تاریخ، پیشتر در وسط صحن عتیق حوضی بوده که به دستور نادر آن را به چهار بخش تقسیم کردند و سنگابی که وی پس از فتح هرات به مشهد منتقل کرده بود در وسط حوض قرار دادند، روی آن کلاه فرنگی ساختند و بخش بیرونی آن را طلاکاری کردند.
در میان مردم مشهد شایع است که طلاکاری سقاخانه را شخصی به نام «اسماعیل خان طلایی» عهده‌دار بوده است؛ کسی که شاه قاجار را از یک حمله انتحاری نجات می‌دهد و شاه به جبران خدمتش به او سکه‌های طلا می‌بخشد و او سکه‌ها را صرف طلاکاری سقاخانه می‌کند. با وجود این در منابع و اسناد دوره نادر نامی از اسماعیل خان برده نشده است؛ سقاخانه اسماعیل طلایی در دوره‌های مختلف تعمیر و بازسازی شده که از آن جمله تعمیر، کاشی‌کاری و مقرنس‌کاری آن در زمان میرزا موسی خان قائم مقام در سال‌های 1254 و 1257 قمری، است.
این سقاخانه موقوفاتی داشته از جمله اینکه نادرشاه بخشی از عواید موقوفه مزرعه «دهشک» میان ولایت (در بولوار شاهنامه فعلی) را برای آن مقرر کرده است. 

خبرنگار: ناصر نیازی

برچسب ها :
ارسال دیدگاه