درباره سریال «وحشی» با بازی جواد عزتی
قصه اضمحلال آدم های خوب
«وحشی» تازهترین ساخته هومن سیدی با بازی جواد عزتی و نگار جواهریان است که در قسمت اول نشان داد قرار است با اثری درگیرکننده و تماشایی روبهرو باشیم.
دومین تجربه هومن سیدی در ساخت سریال پس از «قورباغه» که احتمالاً از قابل اعتناترین ساختههای جدید شبکه نمایش خانگی باشد، از دوشنبه شب پخش خود را از فیلمنت آغاز کرد. سریالی که به ادعای تیتراژش، برگرفته از داستانی واقعی است.
هومن سیدی پیشتر هم فیلم «خشم و هیاهو» را با الهام از پروندهای واقعی ساخته بود و حالا دوباره به سراغ قصهای برگرفته از واقعیت رفته است. جواد عزتی در نقش داوود اشرف بازیگر نقش اصلی سریال است؛ یک کارگر معدن که با پدر و مادرِ پیر خود زندگی میکند، دل در گرو دختری دارد و مشکلاتی در محل کارش پیدا کرده که سعی میکند با مدارا، سازش و در نظر گرفتن همه جوانب، غائلهها را بخواباند و دعواها را به مصالحه تبدیل کند.
بازی جواد عزتی در نخستین قسمت، یک بازی عمیق و چندلایه است که نشان از شخصیتپردازی محکم او در این سریال دارد. حرکات به اندازه چهره و کنترلی که روی نگاه و زبان بدنش در موقعیتهای مختلف دارد، نشاندهنده بازیگردانی درست و به جای هومن سیدی در مقام کارگردانی است که سابقه بازیگری درخشانی دارد. جواد عزتی شخصیتی محافظهکار، ترسو، دلسوز و حمایتگر را در قسمت اول به نمایش میکشد که تمام تلاشش این است تا از دردسر دوری کند. در واقع داوود اشرف، کارگری است که سعی در آرامسازی جو متشنج در محیط کاری و زندگی شخصیاش را دارد. تلاش او این است تا جایی که میتواند اخلاقمدار باشد یا به آدمهای اطرافش کمک کند. اگرچه هنوز برای حرف زدن درباره شخصیت اصلی زود است اما آنچه در قسمت اول از شخصیت داوود به مخاطب نشان داده شد، چنین شخصیتی بود اما باید دید او چه لایههای درونی پنهانی برای بروز دارد و آیا او همان شخصیتی است که نشان میدهد یا نقابی به چهره دارد؟
درگیری مخاطب با همان قلاب اول
تفاوت قصه «قورباغه» با «وحشی» در منطق روایی آغاز داستان است. در سریال قبلی هومن سیدی، شخصیت اصلی به طرز عجیب و باور نکردنی، زنده میماند چون قلبش سمت راست بدنش است و ماجراهای دیگر بر پاشنه سست همین اتفاق اولیه میچرخد ولی در «وحشی» هومن سیدی قائل به اتفاقات باورپذیر و منطقی است. سکانس پایانی قسمت اول هم نقطه قوت «وحشی» در آغاز قصه محسوب میشود که به نظر میرسد کارگردان بنا دارد یک بازی درست و حساب شده در زمین پرتعلیق اثرش داشته باشد.
فضاسازی و میزانسنی که کارگردان در قسمت اول طراحی کرده، نشاندهنده زندگی تیره و سیاه شخصیت اصلی است؛ داوود از یک سیاهی به سیاهی دیگری میرود و حتی زمانی که به روشنایی خارج از معدن میرسد باز هم وارد درگیری و فضایی متشنج میشود. در واقع شخصیت ظاهراً مصالحهجو و دلسوز قصه درگیر هزارتوی گرفتاریهایی است که گویی پایانی ندارد.
در بخش پایانی قسمت اول، چرخش خوبی در روند فیلمنامه اتفاق میافتد به طوری که نقطه قوت شخصیت اصلی تبدیل به پاشنهآشیل او تبدیل میشود و او را در یک دام بزرگ میاندازد. زمانی که داوود در حال برگشت از معامله ناکام زمینش است، در راه دو کودک را میبیند که پیاده به سمت خانهشان میروند. ماجراهایی که برای او و آن دو کودک در خودرو حین صحبت کردن و پندهای هشداردهندهاش به کودکان رخ میدهد، نشان از شخصیت محافظهکار و دلسوز او دارد که اتفاقاً همین وجه محافظهکارانه و اخلاقی او در موقعیتی بد، شرایطی بحرانی را برایش رقم میزند و داوود را در مسیری بیبازگشت قرار میدهد. در واقع هومن سیدی بنا دارد نشان دهد چطور آدمهای خوب در یک ساختار بد میتوانند به اضمحلال بروند و بد شوند. البته مخاطب هنوز درباره گذشته داوود آن قدر که باید نمیداند و احتمالاً در قسمتهای آینده، فلشبکهایی از زندگی این کاراکتر میتواند به شناخت دقیقتری از این شخصیت بینجامد.
با اتفاق هولناکی که در پایان قسمت اول «وحشی» رخ میدهد، مخاطبان باید منتظر ماجراهای تکاندهنده دیگری در قسمتهای بعدی باشند. برآیند قسمت اول این مجموعه نویدبخش قصههای درگیرکننده و پرجزئیاتی در آینده است. در واقع شخصیت اصلی سریال که در فضاهایی پر از گرفتاری گیر کرده، حالا درگیر ماجرایی میشود که اثبات بیگناهی از آن کار راحتی نیست، باید دید قصه در قسمتهای بعدی به چه سمتی میرود و نقش «نگار جواهریان» که به عنوان دیگر بازیگر اصلی سریال معرفی شده و در قسمت اول حضور نداشت، در کلیت قصه چیست.
خبرنگار: زهره کهندل
برچسب ها :
ارسال دیدگاه




