---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گفتگو با مسعود كرامتي كارگردان و بازيگر سينما ؛ سينماي گيشه سينماي كودك را بلعيده است!
٭ مليحه پژمان اشاره؛ مسعود كرامتي متولد 1335 در تهران است و فارغ التحصيل رشته هنرهاي نمايشي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. او فعاليت سينمايي اش را در سال 1376 با دستياري كارگردان و برنامه ريزي و عروسك گرداني فيلم "شهر موشها" آغاز كرد و "پاتال و آرزوهاي كوچك" نخستين تجربه او در توليد فيلمهاي بلند داستاني بود. از ديگر فيلمهاي او مي توان به فيلمهاي مرغابي
وحشي، بچه هاي هامون، جت، كودكانه، روز كارنامه و... اشاره كرد. وي به عنوان بازيگر و نويسنده هم در عرصه سينما فعاليت دارد. گفت و گوي ما را با او در مورد سينماي كودك بخوانيد.
سينماي كودك چه تعريفي دارد؟ معمولاً يك تعريف كلي دارد و آن سينمايي است كه درباره بچه هاست و مورد توجه بچه ها قرار مي گيرد.
و چرا توجه به سينماي كودك در حال حاضر كمرنگتر از قبل شده؟ چراي آن را نمي دانم. اين را بايد از مسؤولان بپرسيد، اما اين بي توجهي موجب عقب ماندگي اين نوع سينما شده است.
ما سالهاي گذشته شاهد آثار بيشتري در حوزه سينماي كودك و نوجوان بوديم. چرا در حال حاضر اين آثار كمتر ديده مي شوند؟ تقريباً مي شود گفت كه 9 سال است كه سينماي كودك با اين بحران روبروست. علت آن را هم نمي دانم. احتمالاً همين فكري كه اين شكل و شمايل را ترسيم كرده كه سينماي كودك يا هر نوع سينما بايد پولش را از خودش تأمين كند و "سينماي گيشه اي" همه جا مطرح شده، بيشتر از قبل اهميت پيدا كرده. طبيعي است كه وقتي از سينماي گيشه اي صحبت مي شود، واقعاً نمي شود از نوع ديگر سينما نام برد، چون فضايي براي رقابت ميان آنها وجود ندارد!
سينماي كودك چه حمايتهايي را از طرف ارشاد و يا مسؤولان سينمايي طلب مي كند؟ اين سينما به هر نوع حمايتي نياز دارد! چون سينماي كودك جزو سينماهاي خاص است و طبيعي است كه اگر در كنار فيلمهاي گيشه اي قرار بگيرد، شكست مي خورد، چون توان مقابله ندارد. اين سينما به حمايت بيشتري نيازمند است و اين حمايت از راههايي خاص ممكن است صورت بگيرد.
شما چه راههايي را براي بهبود وضعيت سينماي كودك پيشنهاد مي كنيد؟ اول اين كه وقتي فيلمي ساخته مي شود، جاي عرضه و نمايش داشته باشد كه ما هيچ كدام از اينها را نداريم! به اعتقاد من مهمترين بخش حمايت مي تواند بعد از توليد و هنگام عرضه فيلم باشد.
با توجه به اين كه قشر كودك و نوجوان در جامعه ما زيادند، به نظر شما ضرورت توجه به اين نوع سينما چقدر است؟ خيلي زياد. و جالب اين جاست كه همه مسؤولان هم به اين اهميت اشاره مي كنند! هر كس در اين كشور حرف مي زند، به كودكان، نوجوانان و جوانان اشاره مي كند، اما متأسفانه به هيچ كدام از موارد مرتبط با كودكان و نوجوانان نمي پردازند و هيچ كس آنها را تحويل نمي گيرد.
نظر شما در مورد نحوه برگزاري جشنواره هاي فيلم كودك به لحاظ كيفيت چيست؟ جشنواره فيلم كودك و نوجوان هم مثل هر جشنواره ديگري در ايران است. البته كاستيهايي دارد و تفاوت خاصي به لحاظ برگزاري نه. براساس مواردي كه به شخصه ديده ام، در اين چند سال اخير مسؤولان برگزاري جشنواره هاي مختلف فيلم كودك و نوجوان، چراغ قوه به دست گرفته اند تا فيلمي را پيدا كنند و بگويند: "اين فيلم كودك است" و آن را نمايش بدهند! در اين گونه سينمايي اصلاً فيلمي نيست چه برسد به اين كه بخواهند از ميان آنها فيلمي انتخاب كنند!
در جشنواره سال گذشته كودك و نوجوان اصفهان، مجيد مجيدي سينماي ايران را مديون سينماي كودك معرفي كرد و گفت كه اگر در دنيا سينماي ايران را مي شناسند به خاطر سينماي كودك است؟ نظر شما چيست؟ ببينيد، سينماي كودك سينمايي است كه قبل از انقلاب هم فعاليت مي كرده. قبل از انقلاب هم كانون پرورشي فكري عهده دار كار در عرصه سينماي كودك بود. قبل از انقلاب آثار خوبي داشتيم و در واقع به اين نوع سينما به شكل جدي و حرفه اي نگاه مي شد، اما بعد از انقلاب در سينماي كودك تحول خوبي ايجاد شد كه اگر منظور آقاي مجيدي همين وجه مطلب است، با ايشان موافقم!
نظرتان در مورد اكران فيلمهايي كه در مورد كودكان ساخته ايد (روز كارنامه و كودكانه) چيست؟ اين همان موردي است كه به آن اشاره كردم، يعني حمايت لازم از اين گونه فيلمها صورت نمي گيرد. به نظرم "روز كارنامه" شهيد شد، "كودكانه" هم همين طور! چند سال است كه ساخته شده، اما هيچ جا اكران نمي شود و من هم كاري نمي توانم بكنم.
چه انتظاري از مسؤولان سينمايي كشور داريد؟ فقط انتظار دارم كه جايي براي اكران فيلمهايم داشته باشم. سالن بسازند. فقط همين!
"روز كارنامه" را در چه شرايطي ساختيد؟ اين فيلم را چهار سال پيش ساختم. در جشنواره فيلم كودك و نوجوان اصفهان جايزه بهترين فيلم و بهترين كارگرداني را دريافت كرد، اما متأسفانه بعد از يك سال طوري اكران شد كه با گذشت يك هفته از اكران، خودم تازه متوجه اكران شدن آن شدم. اكران بدون تبليغات حق اين فيلم نبود.
و حرف آخر درباره سينماي كودك... فكر مي كنم همه چيز را گفتم. حرف نگفته اي نمانده.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نگاهي به رابطه سينما و فوتبال به بهانه جام جهاني ؛ از استاديوم تا سالن سينما!
٭ امير اطهر سهيلي فوتبال، امروز تبديل به يك اتفاق مهم در زندگي اجتماعي انسانها شده. يك بيماري غير قابل انكار و غير قابل پيشگيري. بيماري واگيرداري كه بشدت در جامعه ريشه دوانيده و جاي خود را در گوشه گوشه زندگي مردم باز كرده.
اين نفوذ در بطن زندگي بشر، دليل قانع كننده اي است تا نگاه هنرمندان نيز بدان معطوف گردد و به گفته اي هنر نيز از آن تأثير گيرد. سينما شايد به صورت حرفه اي پس از معرفي كردن قهرماني چون "تارزان" و "زورو" خود را با ادبيات ورزشي كه به گفته بسياري تا آن زمان فاصله زيادي با هنر هفتم داشت، آشنا كرد. ورزش به سرعت با هنر در هم آميخت و هر دو جاي خود را در ديگري پيدا كرده و بر هم تأثير بسيار گذاشتند. اما فوتبال كه مهمترين و پرطرفدارترين ورزش امروز به شمار مي رود حضور بيشتري را در تاريخ هنر معاصر از خود نشان داده است. از تابلوي نقاشي "پله" قهرمان فراموش نشدني فوتبال برزيل كه نقاشي پرتره آن چندي پيش در موزه هنرهاي معاصر به نمايش گذارده شد تا حضور گسترده اين ورزش بر پرده هاي سينما، همه نشان دهنده حضور پايان ناپذير فوتبال در عرصه هاي مختلف هنري است. از سوي ديگر حضور قهرمانان فراموش نشدني اي چون "پله" ستاره برزيلي جهان فوتبال يا بازيكن محبوب تيم آلمان "بكن باوئر" بر پرده هاي سينما و استقبال تماشاگران، وجه اشتراكي بين علاقه مندان به سينما و فوتبال به وجود آورد كه نمي توان آن را ناديده گرفت. "پله" در اوج محبوبيتش به عنوان بازيكن اول فوتبال جهان در سال 1981 جلوي دوربين رفت تا اين ميدان را نيز بيازمايد و در كنار سوپراستارهاي سينماي هاليوود همچون سيلوستر استالونه و مايكل كين در فيلم "پيروزي" (در ايران با نام " فرار به سوي پيروزي") بازي كرد و پس از موفقيت اين فيلم كه مشتركاً توسط جان هيوستن و رابرت ريگر كارگرداني شد، "پله" چند فيلم ديگر را نيز بر پرونده هنري خود افزود كه در ميان آنها، "پيروزي" جزو بهترين ها به شمار مي آيد. او سپس در سه فيلم "پله ارنستو"(سال 2004)، مايك باستا (2001) و غول جوان (1983) در نقش خودش بازي كرد. در پرونده سينمايي اين فوق ستاره فوتبال، فيلم "هات شات" نيز هر چند درخشش فيلم اول او را ندارد، ولي به عقيده منتقدان راوي داستاني سليس تر با بازي پخته تري از پله مي باشد. "هات شات" محصول 1987 بوده و توسط "ريك كينگ" كارگرداني شده است. بازي پله در اين فيلم در يك كلام شبيه گلهاي استثنايي او متفاوت و زيباست. پس از پله حضور ستارگان ورزشي در سينما به سرعت رونق گرفت و تماشاگران نيز از ديدن قهرمانها و اسطوره هاي ذهني شان كه با مسايل و مشكلات طبيعي همانند آنان دست و پنجه نرم مي كنند، استقبال كردند. در سال 1987 "آندره وود" كارگردان بزرگ و صاحب سبك سينماي شيلي با اولين فيلم خود به سرعت در سينماي جهاني درخشيد. فيلم سه اپيزودي "داستانهاي فوتبال" نه تنها توانست نظر مخاطبان كه تحسين منتقدان را نيز به خود جلب كند كه اين فيلم راوي سه داستان جداگانه در مورد فوتبال و حواشي آن است. اما دهه نود بيشترين ركورد را براي سينماي فوتبالي رقم زد. سينماي ورزشي در اين دهه بيشتر به سمت و سوي ورزشهاي پر حاشيه تري كه محبوبيتشان منحصر به آمريكاست، كشيده شد و تم اصلي بسياري از فيلمهاي اين ژانر تازه پا با ورزشهايي نظير بسكتبال، بيسبال و فوتبال آمريكايي رقم خورد. موفقيت فيلم "شبيه بكام بودن" در سال 2002 و همزمان با برگزاري جام جهاني كره و ژاپن دوباره باعث چرخش نگاه تهيه كنندگان به سمت سينماي ورزشي با محوريت فوتبال شد. منتقد نشريه "سوويك اينترنشنال" در گزارش اختتاميه اي كه براي جشنواره برلين تنظيم كرده بود، در اين زمينه نوشته بود: "شايد تنها موفقيت همزمان اكران "شبيه بكام بودن" با جام جهاني كره دليل آن نباشد كه براي اين دوره جام جهاني، فيلمسازان از ايسلند گرفته تا ايران مركز توجه خود را اين رويداد بزرگ ورزشي قرار دهند..." گرائوس، مدير پخش تلويزيوني بازي هاي فوتبالي جام جهاني آلمان مي گويد: "در آلمان و همزمان با جام جهاني، كتابخانه ها باز هستند، نمايش ها بر صحنه مي روند و در موزه ها به روي بازديد كنندگانشان باز است، اما همه اينها در اين مدت به موضوع فوتبال خواهند پرداخت و محوريت برنامه هاي خود را روي فوتبال قرار خواهند داد. اما باور كنيد بعد از تماشاي بازي فوتبال هيچ لذتي همچون ديدن يك فيلم خوب، انسان را پرواز نمي دهد!" اما در سينماي فوتبالي، لزومي بر محوريت فوتبال در كليت داستان فيلم نيست. آخرين فيلم رابرت داگلاس كه در بخش مسابقه جشنواره برلين نيز حضور داشت با نام " يازده مرد بيرون" داستاني واقعي است در مورد "اوتار تور" ستاره فوتبال ايسلند كه در زندگي خانوادگي اش دچار مشكلات عديده اي مي شود. ارتباط او با خانواده، هم تيمي ها و طرفدارانش خط اصلي داستان را آفريده و فوتبال را به سمت پس زمينه فيلم كشانيده و بيشتر به آدمهاي درگير با اين ورزش تأكيد مي كند. رابرت داگلاس در اين زمينه گفته است: "فيلم من يك فيلم فوتبالي است، بدون نشان دادن هيچ فوتبالي"! وي همچنين در مورد موج توي سينماي وابسته به فوتبال مي گويد: "نسل جديد فيلمهاي فوتبالي بيشتر عنصر انساني را به جلو و فوتبال را به پس زمينه كشانيده اند." فوتبال براي بسياري از كارگردانان سينما بيشتر از لحاظ بعد بين المللي آن ارزشمند شده؛ زيرا سوژه هاي تركيب شده با كار تيمي، رقابت، گل زدن و پيروزي داراي زباني مي شود كه در هر ادبياتي، معناي مشتركي را دارند. فوتبال وسيله خوبي براي بيان داستانهاي سرگرم كننده وگاه روايتهاي درونگرايانه كاملاً انفرادي به شمار مي آيد؛ چرا كه وجه اشتراك و به هم وابستگي اجتماعي خاصي را داراست كه در تم هاي ديگر به ندرت يافت مي شود. چارود ريگز كارگردان اسپانيايي فيلم "راه آهني براي همه ستاره ها" در اين زمينه مي گويد: "فوتبال بهانه است، هدف به حتم رسيدن به حسي از اتحاد است". "راه آهني براي همه ستاره ها" داستان گروهي از اهالي شهري در گوآتمالاست كه يك باشگاه فوتبال را سر و سامان مي دهند. در نگاه اول، يك فيلم كمدي به نظر مي رسد در مورد علاقه ديوانه كننده روستاييان به يك ورزش خاص، ولي. يك نگاه دقيق تر آن را فيلم ساده اي جلوي روي تماشاگران مي نماياند درباره آدمهاي متفاوتي كه متحد مي شوند و مي جنگند براي رسيدن به هدف مشتركشان. سينما و فوتبال در ايران هم راه هاي بسياري را براي رسيدن به يك زبان جذاب تجربه كرده اند. پخش سريال انيميشن "فوتباليستها" شايد اولين تلنگري بود كه به تهيه كنندگان ايراني زده شد، موفقيت اين سريال ژاپني و جذب مخاطباني بيش از حد تصور بر تهيه كنندگان تلويزيون تأثير گذاشت و چندين سريال و برنامه تركيبي با تأكيد بر اين موضوع به روي آنتن رفت. سپس اكران فيلم "فوتباليستها" با حضور ستارگان فوتبال ايران و عدم استقبال مخاطبان، تب داغ سينماي فوتبالي را در ايران به سرعت سرد كرد. سپس فوتبال خود را از سينما كنار كشيد و با توجه به حرارتي كه در موسيقي ايراني به وجود آمده بود، سعي كرد قدم در اين عرصه بگذارد. كاست ضعيف "فوتباليستها" با صداي امير كريمي و علي پروين! استارت بسيار ضعيفي در اين عرصه محسوب مي شد كه اين ضعف با به بازار آمدن كاست "قرمزته" با صداي قاسم افشار ادامه يافت و با خواننده شدن دروازه بان پيشين تيم ملي يعني "نيما نكيسا" به اوج خود رسيد. جعفر پناهي در فيلم "آفسايد" هم به موضوع فوتبال از ديد سينما پرداخته است.فيلم جنجال برانگيز ديگر امسال در سينماي فوتبالي جهان اثر فراموش نشدني "جرارد و اوليوارس" كارگردان اسپانيايي است كه در جشنواره برلين نخستين بار به روي پرده رفت. فيلم "بازي بزرگ" يك كمدي موقعيت است در رابطه با طرفداران زيادي كه براي تماشاي مسابقه نهايي جام جهاني 2002 با هم رقابت مي كنند. آلمان نيز امسال جدا از ميزباني بزرگترين رقابت ورزشي جهان، در سينما هم آرام ننشسته و "لارس پايت" كارگردان مطرح اين كشور با فيلم "چرا سه در مقابل سي؟" به فوتبال به عنوان يك پديده اجتماعي كه باعث ارتباط خانواده ها، دوستان و همشهري ها مي شود، نگاه مي كند. روايت كاملاً حاشيه اي در سينماي فوتبالي امسال را مي توان در فيلم "زئون و برادرش" يافت كه به گفته بسياري روايت تازه شده فيلم كلاسيك و موفق "ويتوريو دسيكا" كارگردان "دزد دوچرخه" كه در زمان خودش سينماي نئورئاليست ايتاليا را پايه گذاري كرده است. "اران مراو" كارگردان اين فيلم فوتبال را كاملاً به حاشيه كشانده و داستان پسر 12 ساله اي را روايت مي كند كه در جستجوي "كفشهاي فوتبال" گمشده اش با آدمهاي تازه اي مواجه مي شود. اما فوتبال و جام جهاني اتفاق بزرگي است كه تأثيرپذيري سينما از آن اجتناب ناپذير است، ولي هدايت درست مخاطب و بيان دغدغه هاي مثبت و منفي طرفداران براي صنعتي كه فرهنگ سازترين صنعت/ هنر جهان به شمار مي آيد، مي تواند اين تأثيرپذيري را به جهت مثبت هدايت كرده و باعث تعامل بيشتر اين دو صنعت (فوتبال و سينما) در كنار هم گردد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- با ميترا الياتي/ نويسنده ؛ كتابهايي كه ارزش معرفي دارند
ميترا الياتي متولد 1329 نويسنده و مدرس داستان است و در سال 1375 با ورود به كلاسهاي داستان نويسي، تجربه در اين عرصه را شروع كرد اما خيلي زود از شركت در اين كلاسها منصرف شد و بدون شركت در كلاسها داستان نويسي را دنبال كرد. او تا به حال دو مجموعه داستان نوشته: "مادمازل كتي" و "كافه پري دريايي" كه "مادمازل كتي" توانست جايزه نخست بنياد گلشيري را در سال 81 به خود اختصاص دهد.
اين بار در ستون "تازه چه خوانده ايد؟" به سراغ اين نويسنده رفته ايم.
خانم الياتي، آخرين كتاب جذابي كه خوانده ايد، چه بوده؟ من طي دو ماه گذشته چند كتاب در حوزه ادبيات خوانده ام كه به نظرم همه آنها خوب بوده و نمي شود از بين آنها يكي را انتخاب كرد. براي كسي كه در حوزه ادبيات مطالعه مي كند، همه اين كتابها مي تواند جذاب باشد.
مي توانيد آنها را معرفي كنيد؟ اولين كتابي كه خواندم يك مجموعه داستان بود به نام "خوبي خدا". در اين مجموعه، داستان هايي از 9 نويسنده امروز آمريكا آورده شده كه مهمترين آنها: ريموند كارور، الكساندر همن، هاروتي موراكامي و شرمن الكسي بوده است.
چه كسي اين مجموعه را ترجمه كرده؟ "امير مهدي حقيقت" مترجم اين مجموعه است. معمولاً آقاي حقيقت كتابهاي خوبي را ترجمه مي كند يعني هم با دقت آثار را انتخاب و هم با دقت ترجمه شان مي كند. در اين مجموعه مترجم قبل از هر داستان خلاصه اي از بيوگرافي هر نويسنده را آورده، يعني مخاطب، هم با زندگي نويسنده آشنايي پيدا مي كند و هم داستان را مي خواند.
كتاب چه ويژگي جذابي داشت؟ جدا از ترجمه خوبي كه آقاي حقيقت از اين داستان ها كرده بود، زبان ساده داستانها هم از نقاط قوت اين كتاب به شمار مي رود. با اينكه داستان نويس امروز ما به سمت پيچيدگي رفته اما جريان داستان نويسي معاصر دنيا به سمت ساده نويسي كشيده شده است. اين ساده نويسي در اين مجموعه داستان هم به خوبي ديده مي شود. اين مجموعه در واقع حاوي 9 داستان است كه هر كدام از اين داستانها از يكي از نشريات ادبي آمريكا برگزيده شده اند و هر داستان تصويري از زندگي را نشان مي دهد. فضاها متفاوت است اما زبان ساده اي كه در همه اين داستانها وجود دارد وجه مشترك داستانهاي مجموعه "خوبي خدا" است. غير از اينها وقتي اسم نويسنده اي مثل "ريموند كارور" را در فهرست اسم نويسندگان مي بينيم، در خوب بودن كتاب ترديدي نمي كنيم و وسوسه مي شويم كتاب را بخوانيم!
از كتابهاي ديگري كه خوانده ايد بگوييد؟ چند كتاب ديگر هم هستند كه فكر مي كنم ارزش معرفي را داشته باشند. كتاب "دستور زبان فارسي معاصر" اثر پروفسور "ژيلبر لازا" و با ترجمه "مهستي بحريني" هم كتاب خوبي است. اين كتاب مي تواند يكي از منابع مهم دستور زبان فارسي باشد، پروفسور لازا فرانسوي است اما يك زبان شناس فارسي است و به زبان فارسي تسلط زيادي دارد. او در اين كتاب از ديدگاه هاي جديد و بسيار دقيقي به دستور زبان فارسي نگاه كرده. نگاهي كه مي تواند براي زبان شناسان جذاب باشد. كتاب بعدي گزيده هايي از "در جستجوي زمان از دست رفته" نام دارد. اين كتاب را هم "مهدي سحابي" ترجمه كرده و اين كتاب مخاطب را آماده مي كند تا بتواند "در جستجوي زمان از دست رفته" اثر مارسل پروست را راحتتر بخواند و درك كند. كتاب آخر هم مجموعه داستان "مرغ عشق" است. اين مجموعه را آقاي "عدنان غريفي" نوشته است. غريفي در اين اثرش نشان داده كه بسيار بر قصه گويي و داستان گويي مسلط است. داستانهاي اين مجموعه زبان پيراسته اي دارد و بسيار خوش ساخت است كه همه اينها باعث شده مجموعه "مرغ عشق" اثري جذاب و خواندني از كار درآيد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ميهماني بزرگ سيما با فيلم هاي تلويزيوني جديد
فيلم تلويزيوني "هفت شب" به كارگرداني قاسم راضي با بازي رؤيا نونهالي آماده پخش از يكي از شبكه هاي سيماست.
"هفت شب" عنوان فيلم تلويزيوني است كه به سفارش سيما فيلم ساخته شده است. داستان اين فيلم درباره كارگرداني است كه در خط فرودگاه شخصيتهاي داستانش را سوار يك پيكان استيشن مي كند و با مسافران زيادي كه از خارج كشور مي آيند، آشنا مي شود، تا اين كه آشنا شدن با مسافري سرآغاز ماجراهاي بسياري مي شود.
در فيلم تلويزيوني "هفت شب" رؤيا نونهالي، مينا نوروزي فر، صدرالدين حجازي، آرش پوركابر، حميد آذرنگ و محمود بنفشه خواه ايفاي نقش مي كنند.
همچنين فيلم سينمايي "داشتن" به كارگرداني بيژن ميرباقري به سفارش سيما فيلم ساخته شده است. "داشتن" داستاني با حال و هواي روانشناسانه دارد. همايون ارشادي، اكرم محمدي، شبنم معززي، حسن پورشيرازي، جمشيد گرگين، شايان پارسايي و يحيي آذرنوش بازيگران اين فيلم هستند.
فيلم تلويزيوني "از شنبه تا پنجشنبه" از ديگر توليدات سيما فيلم نيزآماده پخش است. حجت قاسم زاده كارگردان و تهيه كننده اين فيلم قصه زندگي زن و شوهري امروزي به نام سعيد و مينا را به تصوير مي كشد كه در پي يك سوء تفاهم يك هفته از هم دور مي شوند. اين مدت فرصت خوبي براي بررسي روابط آنهاست. قاسم زاده تلاش كرده تا بحران ميانسالي را در اين فيلم مطرح كند. آتنه فقيه نصيري و فرهاد قائميان در كنار حميد رضا پگاه، شبنم معززي، خسرو فرخزادي، مهران احمدي و مهرداد ضيايي بازيگران اين فيلم هستند.
فيلم تلويزيوني "زندگي برگ برگ" هم اولين ساخته كارگردان آن شيلا رشيديان است. تم اصلي اين فيلم درباره حسرت است. قصه اين فيلم در سال 68 رخ مي دهد و از يك مراسم سالگرد عزا آغاز مي شود. نيمي از ماجراها در زمان حال و نيمي ديگر در زمان گذشته رخ مي دهد. در اين فيلم داستاني، قاسم زارع در نقش سرهنگ حضور يافته است. كورش تهامي و آرش آصفي در نقش سعيد و سامان فرزندان سرهنگ هستند.
اما قصه فيلم تلويزيوني "طومار" در روستايي در شمال غربي كشور رخ مي دهد. فيلم ساخته محمد ناجي و از توليدات سيما فيلم است و حال و هوايي عرفاني دارد. حسين محجوب بازيگر سينما و تلويزيون در اين فيلم نقش يك عاشيق را ايفا مي كند.
"مكافات" عنوان فيلم تلويزيوني از ساخته هاي حسن لفافيان و از توليدات سيما فيلم است. مجيد مظفري در اين فيلم پزشكي است كه علاقه زيادي به خريد ملك و املاك دارد. اين مسأله حتي باعث شده تا حدود زيادي از شغل خود فاصله بگيرد...
كيهان ملكي و زيبا بروفه نيز در اين داستان حضور يافته اند.
فيلم تلويزيوني "مرگ يك ماهي" به كارگرداني سعيد شاپوري و به تهيه كنندگي روح ا...برادري در شهرستان مياندوآب مقابل دوربين رفته است. داستان درباره يك خانواده تهراني است كه به دليل مأموريت اداري پدر خانواده از تهران به اين شهر نقل مكان مي كنند. آنها دختري 13 ساله به نام شادي دارند كه هميشه در خانه تنها است...
در اين فيلم تلويزيوني عليرضا اوسيوند، پرديس افكاري، آرزو موسوي، مينا جعفرزاده، حسين لازمي، نازنين شاپوري و سروش نصرت زاده به ايفاي نقش پرداختند.
فيلم تلويزيوني "آن سوي ديوار" از توليدات سيما فيلم با بازي پژمان بازغي توسط فريدون فرهودي كارگرداني شده است.
فيلم "نوازنده" ساخته علي درخشي حال و هوايي اجتماعي دارد. داستان از جايي شروع مي شود كه پدر يك خانواده به دليل بيماري كليوي و نياز به دياليز، از ادامه كار باز مي ماند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دريچه اي به ادبيات جهان/ داستان ؛ اول شما بفرماييد...
٭ شرلي جكسون ٭ ترجمه: مهدي مرادي خانم ويلسون تازه نان زنجفيليها را از توي اجاق برداشته بود كه صداي جاني را از بيرون شنيد، داشت با يكي حرف مي زد. گفت: "جاني دير كردي. بيا ناهار تو بخور" جاني گفت: "الآن ميام مامان. اول شما بفرماييد آلفونس عزيزم." صداي يك نفر ديگر هم شنيده مي شد: "اول شما بفرماييد آلفونس عزيزم، خواهش مي كنم." خانم ويلسون در را باز كرد، گفت: "جاني همين حالا مياي و ناهارتو مي خوري. بعداً مي توني بري بازي كني." جاني آهسته دنبال مادرش راه افتاد و گفت: "مامان، من بويد را واسه ناهار همراه خودم آوردم."خانم ويلسون يك لحظه فكر كرد: "بويد؟" بعد گفت: "فكر نكنم تا حالا بويد رو ديده باشم. بيارش تو عزيزم. تا دعوتش كني تو، من هم ناهار رو آماده مي كنم." جاني داد زد: "بويد! هي بويد! بيا تو" - اومدم، بذار وسايلمو زمين بذارم. - زودباش وگرنه مامان عصباني ميشه. خانم ويلسون گفت: "جاني مؤدب باش! هم با دوستت هم با مامانت. معلوم هست چي داري مي گي؟" وقتي برگشت به بويد بگويد كه كجا بنشيند، ديد كه بويد يك پسرك سياهپوست است كوچكتر از جاني، اما به همان سن و سال. بويد خرده هاي چوب توي دستش را نشان داد و پرسيد: "اينها رو كجا بذارم جاني؟" خانم ويلسون به سمت جاني چرخيد و گفت: "جاني، بويد رو به چه كارهايي مجبور مي كني! اين چوبا چيه؟" جاني به آرامي گفت: "ژاپنيهاي مرده، اونها رو روي زمين مي ذاريم و بعد با تانك از روشون رد مي شيم." بويد گفت: "از آشنايي با شما خوشوقتم خانم ويلسون." - من هم همين طور بويد. تو نبايد بذاري جاني وادارت كنه همه چوبها رو بلند كني. خب، حالا بشينيد و ناهارتون رو بخورين. هر دو تاتون."خانم ويلسون گفت: "جاني، بيا ناهارتو بخور" جاني گفت: "باشه" بعد بشقاب غذا را به طرف بويد دراز كرد. - اول شما بفرماييد آلفونس عزيزم. بويد گفت: "اول شما بفرماييد آلفونس عزيزم." جاني گفت: "اول شما بفرماييد آلفونس عزيزم." بعد با هم شروع كردند به خنديدن. خانم ويلسون پرسيد: "بويد، گرسنه نيستي؟" - چرا خانم ويلسون. - خب، پس اجازه نده جاني توي غذا خوردن از تو جلو بزنه. اون هميشه وقت غذا شلوغ بازي در مياره. تو بايد خوب غذا بخوري. غذا به اندازه كافي هست. هر چقدر دلت مي خواد بخور. - ممنون خانم ويلسون. جاني گفت: "بيا، آلفونس" و بعد نصف غذايش را توي بشقاب بويد ريخت. بويد ديد كه خانم ويلسون گوجه فرنگيهاي آب پز را توي بشقاب او مي ريزد.جاني گفت: "بويد اصلاً از گوجه فرنگي خوشش نمي آد. مگه نه بويد؟" - جاني، نگو اصلاً خوشش نمي آد، شايد بخوره. تازه وقتي تو گوجه فرنگي دوست نداري. دليل نمي شه بويد هم خوشش نياد. جاني گفت: "من حاضرم شرط ببندم كه نمي خوره" بعد خودش رفت سراغ غذا. خانم ويلسون گفت: "بويد دوست داره وقتي بزرگ شد مرد قوي و پر زوري بشه تا همه كارهاي سخت رو انجام بده. شرط مي بندم پدر بويد هم گوجه فرنگي آب پز مي خوره." بويد گفت: "پدر من همه چيز مي خوره." جاني گفت: "پدر من هم مي خوره، اما بعضي وقتا هم لب به غذا نمي زنه. كوچولوئه. آزارش به هيچ كس نمي رسه." بويد گفت: "باباي منم يه ريزه بيشتر نيس." خانم ويلسون گفت: "من شرط مي بندم پدرت يه مرد قوي باشه." بعد خيلي با احتياط پرسيد: "پدرت كار هم مي كنه؟" جاني گفت: "معلومه كه كار مي كنه. پدر بويد كارگر كارخونه س." خانم ويلسون گفت: "نگفتم؟ لابد خيلي هم قويه كه مي تونه وسايل سنگين رو بلند كنه و اين ور و اونور ببره." جاني گفت: "پدر بويد از اين كارها كه نمي كنه. اون سركارگره." خانم ويلسون احساس كرد شكست خورده است. گفت: "مادرت كجا كار مي كنه بويد؟" بويد با تعجب پرسيد: "مادرم؟ مادرم خونه داره." خانم ويلسون گفت: "عجب! پس كار نمي كنه؟" جاني ذهنش پر بود. گفت: "چرا بايد كار بكنه؟ تو خودت هم كار نمي كني."خانم ويلسون گفت: "بويد! تو واقعاً گوجه فرنگي آب پز دوست نداري؟" بويد گفت: "نه! ممنون خانم ويلسون" جاني گفت: "نه! ممنون. نه! ممنون. راستي خواهر بويد مي خواد بره سر كار. مي خواد معلم بشه." خانم ويلسون گفت: "چه خوب." و دستش را كه برده بود جلو تا براي بويد گوجه فرنگي آب پز بريزد، عقب كشيد. گفت: "پس همتون بايد بهش افتخار كنيد؟" بويد جواب داد: "بله همين طوره" - بقيه خواهر برادرات چي؟ حتماً همه تون با هم سر كار ميرين؟ بويد جواب داد: "فقط من وجين هستيم. منم هنوز هيچ فكري درباره كار نكردم."جاني گفت: "ما دلمون مي خواد راننده تانك بشيم. من و بويد با هم!" خانم ويلسون نان زنجفيليها را از توي قفسه برداشت. آنها را توي بشقاب چيد و جلوي بويد و جاني گذاشت. بعد گفت: "هر چقدر كه دلت مي خواد بخور بويد. مي خوام مطمئن بشم كاملاً سير شده اي." جاني گفت: "بويد خيلي مي خوره. اما به من نمي رسه. من زورم از اون بيشتره." بويد گفت: "اون قدرها هم زور نداري. من به سرعت باد مي دوم." خانم ويلسون نفس عميقي كشيد و گفت: "بويد!" جاني و بويد با هم به طرف خانم ويلسون برگشتند. - بويد! جاني چند دست لباس داره كه اندازه اش نيست. كت زمستوني هم داره. نو نو نيست، اما مي شه پوشيدش. خودم هم يك كم لباس دارم كه مادر يا خواهرت مي تونن از اونا استفاده كنن. مادرت مي تونه از اونا استفاده هاي ديگه هم بكنه وباهاشون چيز درست كنه. اونا رو مي ذارم تو يه بقچه تا با جاني ببري خونه..." خانم ويلسون نتوانست حرفش را كامل كند چون صورت بويد بدجوري بهت زده شده بود. بويد گفت: "ولي من خيلي لباس تو خونه دارم. ممنونم. مامانم هم احتياجي به اونها نداره. ما اگه چيزي بخوايم خودمون مي خريم. ممنونم." جاني گفت: "مامان، ما وقت نداريم. مي خوايم بريم با بچه ها تانك بازي." خانم ويلسون بشقاب نان زنجفيليها را از جلوي بويد برداشت. بويد مي خواست باز هم بخورد. - بويد! پسرهاي كوچولوي زيادي هستند كه اگه بهشون لباس بدي و محبت كني خوشحال ميشن، اما بعضيا مثل تو دست آدم رو رد مي كنند. جاني گفت: "مامان! اگه ناراحت شدي به بويد مي گم لباسا رو ورداره." بويد گفت: "معذرت مي خوام خانم ويلسون. فكر نمي كردم ناراحت بشين." - نه، ناراحت نشدم بويد. فقط... بگذريم. خانم ويلسون شروع كرد به جمع و جور كردن ميز. جاني دست بويد را گرفت. رفتند سمت در. جاني گفت: "خداحافظ مامان." بويد يك آن برگشت و به خانم ويلسون خيره شد. جاني در را باز كرد. گفت: "اول شما بفرماييد آلفونس عزيزم." خانم ويلسون صداي بويد را شنيد كه يواش پرسيد: "مامانت هنوز عصبانيه؟" جاني گفت: "نمي دونم، اخلاقش بعضي وقتا عوض مي شه." بويد گفت: "مامان من هم همين طور." ٭ بعد با كمي دو دلي گفت: "اول شما بفرماييد آلفونس عزيزم." توضيح: عنوان داستان برگرفته از مجموعه اي است به نام "گاستون و آلفونس" درباره رفتارهاي تعارف آميز و مؤدبانه از نوع غلو شده اش. اين عبارت طنز آميز بعدها ورد زبان مردم اروپا شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- "كاترين دنوو" رئيس هيأت داوران جشنواره ونيز شد
شصت و سومين جشنواره بين المللي فيلم ونيز امسال در حالي برگزار مي شود كه "كاترين دنوو"، رياست هيأت داوران بخش مسابقه اصلي اين دوره از رقابتها را به عهده خواهد داشت.
در حالي كه "كاترين دنوو" بعنوان رئيس هيأت داوران اين دوره از رقابتهاي ونيز در بخش مسابقه اصلي انتخاب شده، هنوز از اسامي ديگر اعضاي اين هيأت اطلاعي در دست نيست.
برگزاركنندگان شصت و سومين جشنواره فيلم ونيز ضمن اعلام اين خبر، متذكر شدند كه در جشنواره امسال علاوه بر نواخته شدن اقتباس "كنت برانا" از اثر "فلوت جادويي" ساخته "موتزارت"، سالگرد تولد كارگردانان موج نو ايتاليا، "روبرتو روسيليني"، "لوچينو ويسكونتي" و "ماريو سولداتي" نيز جشن گرفته خواهد شد.
جشنواره ونيز امسال از سي ام آگوست تا نهم سپتامبر (8 شهريور تا 18 شهريور) برگزار مي شود. پيش از اين، پائولا واگنر، محسن مخملباف، گيرمو دل تورو و استفانيا روچا به عنوان اعضاي هيأت داوري جايزه لوييجي دلارنتيس معرفي شده بودند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اركسترسمفونيك تهران اواخر مرداد ماه درآلمان كنسرت مي دهد
رهبر ثابت اركستر سمفونيك تهران گفت: در تلاش هستيم،سالي دو بار براي اركسترسمفونيك تهران تور بگذاريم. نادرمشايخي در ادامه
تصريح كرد: در همين راستا، اواخر مردادماه شش كنسرت را درآلمان برگزارمي كنيم، كه يكي از آنها در اپراي برلين خواهد بود. مشايخي در ادامه از چشم و هم چشمي و زيرآب زدن از برخي هنرمندان انتقاد كرد و گفت: قابليتهاي موسيقي ايران به حدي هست كه احتياجي نباشد برخي ازاين كارها، بخواهند به جايي برسند. اركسترسمفونيك تهران به رهبري نادر مشايخي، نخستين اجراي خود را در سال جديد چند هفته قبل برگزار كرد. آخرين اجراي اركستر سمفونيك تهران در بهمن ماه سال گذشته و به رهبري لوريس چكناوريان بود. نادر مشايخي حدود يك ماه است كه رهبري ثابت اين اركستر را برعهده گرفته است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 28 عنوان برنامه جديد ويدئويي در شبكه نمايش خانگي
گروه هنر- شوراي صدور پروانه نمايش برنامه هاي ويدئويي در جلسات اخير خود مجوز ورود 28 عنوان برنامه جديد را به شبكه نمايش خانگي كشور صادر كرد.
اين برنامه ها شامل فيلمهاي سينمايي، تركيبي و داستاني عروسكي و محصول كشورهاي ايران، هندوستان، هنگ كنگ، فرانسه، آمريكا، ايتاليا، انگليس و چين هستند.
عناوين اين برنامه ها عبارتند از فيلمهاي سينمايي: چپ دست، ويدوك، اولين برخورد، فانوس دريايي، آقاي بلوف، پنجره مخفي، نامادري، كمپاني، مردان سخت، فرانكشتين، عامل تباهي، در راه انتقام، پاگنده به مصر مي رود، سايه هاي خورشيد، آدم تا آدم، فاصله موتر، اعجوبه هاي كنگ فو، دژ 2، جنگجويان بهشت و زمين، پرندگان، ايستگاه زبرا، وسترنهاي جوان، كرامول، شكارچي استخوان، كيش و مات و گنجهاي گمشده. برنامه هاي تركيبي: فضانوردان در راه جام جهاني و داستاني عروسكي: فرفرك.
فيلمهاي مذكور توسط مؤسسات پارس ويدئو، قرن 21، رسانه هاي تصويري، سينما هفت، تصوير دنياي هنر، فانوس خيال، خط فرضي و جوانه پويا به شبكه نمايش خانگي كشور خواهند پيوست.