---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گشت و گذاري در وبلاگهاي ويژه معلولان ؛ با " بال شكسته " پريدن هنر ماست
٭ ندا رضوي "من كه تا قبل از ابتلا به سرطان همه چيز رو سياه مي ديدم، بعد از پايانش يك آدم ديگه هستم چون ياد گرفتم كه براي اين به دنيا نمي آييم كه چند تن مواد خوراكي رو به كود تبديل كنيم و خوش باشيم. ما براي اين به دنيا مي آييم كه هر روز بزرگتر از روز قبل
شويم، بيشتر ديگران رو دوست داشته باشيم و اگه بتونيم از خودمون چيزي توي اين دنيا به جا بذاريم... سرطان شايد بهترين معلم من بود - گر چه خيلي سخت گير بود- چرا كه آن چه سرطان به من ياد داد، هيچ كس ديگه اي نتونست ياد بده. من ياد گرفتم كه دوست داشته باشم، ببخشم، فراموش كنم و بالاخره اين كه تغيير ايجاد كنم." اين ها صحبتهاي خانم جواني است كه مدتي پيش به سرطان مبتلا شده و اينك در نبرد با سرطان پيروز از ميدان درآمده. او اين حرف ها را در وبلاگي به نام "تربچه" براي آن ها كه به نوعي با سرطان در ارتباط اند مي نويسد. "وبلاگ"ها صفحاتي شخصي روي اينترنت هستند كه افراد مختلف از طريق آن مي توانند نظرات و نوشته هاي شان را با ديگران در ميان بگذارند؛ چيزي شبيه يك روزنامه شخصي كوچك آنلاين، و براي بعضي ها دفترچه خاطرات روزانه كه از طريق اينترنت در معرض ديد عموم قرار مي گيرد. ٭ من و ام.اس نويسنده وبلاگ تربچه - كه همچون بسياري از وبلاگ نويسان مايل نيست نام و هويت واقعي خودش را فاش كند- اين وبلاگ را به پيشنهاد و با همكاري دوستانش براي ارائه اطلاعات پزشكي و راهكارهاي علمي مقابله و درمان سرطان تأسيس كرده است، مشوقان او كساني نيستند، جز ويولت نويسنده وبلاگ "من و ام.اس" كه خود مبتلا به اين بيماري است و نويد مجاهد مدير و طراح سايت اسپيشيل "special" كه خود دچار نوعي معلوليت مادرزادي با عامل ژنتيكي است. نويد بيست و سه سال دارد، ساكن يزد است و در حوزه برنامه نويسي و طراح "وب" كار مي كند. او بر روي سايت اسپيشيل ميزبان چندين وبلاگ است كه نويسندگان همگي شان معلول يا مبتلا به بيماري هاي صعب العلاج اند. نويد انگيزه اش را از ايجاد سايت اين طور بيان مي كند: "در اين سايت مهمترين هدف من مطرح شدن بيشتر معلولان و كساني است كه داراي مشكل جسمي هستند، به اين صورت علاوه بر دادن روحيه بهتر و ايجاد دل مشغولي كه بسيار براي معلولان لازم است، اطلاعات عموم مردم راجع به بيماري ها و مشكلات بيشتر شده، جلو بسياري از سوء تعبيرها گرفته خواهد شد. اين وب سايت مي تواند براي كساني كه به تازگي گرفتار مشكلاتي شده اند و مي خواهند از تجربيات ديگر بيماران استفاده كنند، كمك بسيار خوبي است." نويسنده وبلاگ تربچه، اين وبلاگ ها را واجد كاركرد ديگري هم مي داند: "پر كردن تنهايي، پيدا كردن آدم هايي كه وضعيت مشابهي دارن و از همه مهمتر ارزيابي خودمون، به خصوص اگه آدم يادداشت هاي روزانه اش رو بنويسه، مي تونه پيشرفت يا پسرفتش رو در طول زمان ارزيابي كنه و هر جا كه لازمه مسيرش رو اصلاح كنه." نويد و تربچه درست مي گويند، حلقه وبلاگي كه از دور هم جمع شدن چندين معلول و بيمار تشكيل شده نه تنها براي آن ها سرگرم كننده است؛ بلكه پلي ارتباطي است بين اين بيماران و همدردان آنها.
٭ انعكاس صميمانه تجربه ها و احساسات نويسندگان و خوانندگان اين وبلاگ ها از طريق همين نوشته هاي شخصي، ساده، غيررسمي و صميمانه؛ تجربه ها، احساس ها و افكارشان را با هم در ميان مي گذارند: درد دل مي كنند، شادي ها و رنج هاي شان را با هم قسمت مي كنند، با طنين كلمات شان يكديگر را از لحاظ عاطفي، روحي و معنوي حمايت مي كنند، نتيجه روشهاي درماني كه امتحان كرده اند به هم اطلاع مي دهند و ... علاوه بر اين تكنولوژي اينترنت و ارتباطات، آنها را نه تنها به يكديگر، بلكه به خيل عظيمي از افراد برخوردار از سلامت نيز پيوند داده، وبلاگهاي آنها پر است از لحظه هاي شاد و غمناك؛ مثل زندگي همه آدمهاي ديگر، و لبريز از تجربه لحظه هاي بيم و اميد. نگاه و نگرش اغلب آنها به زندگي چنان است كه شايد براي بسياري از افراد غيرقابل تصور باشد. يكي از آنها نويسنده وبلاگ "دنيز و ام اس" است، او كه خانمي متأهل داراي فرزند و درگير بيماري ام اس است، بسيار فعال و خوش بين به نظر مي رسد، او با نام مستعار "دنيز" بيش از يك سال است كه وبلاگ مي نويسد و اخيراً در جواب يكي از خوانندگان وبلاگش كه از آرامش خيال و خوش بيني او حيرتزده شده و او را "بي خيال" ناميده، مي نويسد: "درست است كه با شرايط فعلي و با وجود بيماري صعب العلاج "ام اس"، دردها و سختي هاي زيادي را از نظر جسمي تجربه مي كنم، ولي اين به معناي پايان همه چيز نيست و همه دردها برايم فقط نوعي تجربه است. هنوز بهانه هاي زياد و خوبي براي درست زيستن دارم كه هر كدام اينها جاي شكر دارد، پس خدا را شكرگزارم كه هنوز زندگي فعالي دارم، شكر مي گويم كه مي توانم لحظات مسرت بخشي براي خود و اطرافيانم فراهم كنم، شكر مي گويم كه تكيه گاه و اميدبخش افرادي هستم كه اميدوارانه دست ياري بسويم مي گشايند و مرا همراز و همراه خود قرار مي دهند." دنيز با چنين ديد مثبت و سازنده اي به زندگي نگاه مي كند و براي همين وبلاگ ديگري ساخته به نام "ام اس" كه يك وبلاگ گروهي است و در آن با ياري ساير مبتلايان، جديدترين اطلاعات و اخبار پزشكي در مورد اين بيماري و روش هاي كنترل آن را جمع آوري و منتشر مي كند. ساخت و اداره وبلاگها و وب سايتهايي از اين دست، خدمت بي چشمداشتي است كه افرادي چون او براي ارتقاي آگاهي هاي جامعه - به ويژه كاربران اينترنت- ارائه مي دهند. واقعيت اين است كه دنياي اينترنت فارسي زبان تشنه مطالب آموزنده و كارگشا است، و امثال دنيز با چنين فعاليت هايي جلوه اي ديگر از كاركردهاي اينترنت را به نمايش مي گذارند: آن ها نه تنها كار گروهي را در وبلاگ مشترك شان تمرين مي كنند، بلكه از آن به مثابه ابزاري براي ارائه اطلاعات و حتي كمك به بهبود زندگي بيماران استفاده مي كنند.
٭ آشنايي با يك معلول قطع نخاع مهرداد زندي نيز در وبلاگ "آشنايي با يك معلول قطع نخاع" گاه و بيگاه خبرهايي در مورد روشهاي درمان و كمك به بيماران قطع نخاع مي نويسد، يا سايت هايي را كه مطالب خواندني در اين مورد دارند به خوانندگانش معرفي مي كند، اما اين همه وبلاگ او نيست، او ممكن است گاهي در مورد مسائل زندگي اش به عنوان يك معلول بنويسد و يا حتي طريقه ساخت كارت ويزيت را آموزش بدهد! با اين همه وبلاگ پرخواننده اي دارد كه هر نوشته اش بارها و بارها توسط خوانندگانش حاشيه مي خورد، گاهي حتي هفتاد يا نود نفر بر نوشته هايش حاشيه مي زنند كه اين براي نوشته هاي معمولي يك وبلاگ معمولي و حتي يك وبلاگ نسبتاً مشهور فقط مي تواند يك رؤيا باشد. مهدي ناصري، نويسنده "خاطرات من و ويلچرم" كه مثل مهرداد از ضايعه نخاعي رنج مي برد، وبلاگش پر از يادداشت، شعر و داستان است. اين يكي اما داستان نيست، حقيقت است: "دقايقي هست كه با ديدن مستند "برزيل سرزمين فوتبال" شوق خفته راه رفتن در تمام سلول هاي پاهايم بيدار شدند. تشويشي كه مدت ها بود مرا فراموش كرده بود شايد هم من آن را فراموش كرده بودم. چه خوب مي شد سلول هاي بنيادي براي ترميم نخاع هم به كار مي آمد"
٭ خداوند بخشش را نمي گيرد نويسندگان اين وبلاگ ها از خلال يادداشت هاي روزانه خود، با يادآوري لحظه هاي دردآلودشان، به افراد برخوردار از سلامت "ارزش سلامتي" را يادآور مي شوند، آرش، نويسنده وبلاگ "سبكبال" مي نويسد: "شكرانه سلامتي چيست؟ سلامتي چه بهايي دارد؟ در اين سه روز گذشته كه تمام مفاصلم درد مي كرد و هر تكاني برايم مانند جان كندن بود، درد نداشتن بزرگترين آرزويي بود كه داشتم. تا وقتي كه همه چيز سر جاي خودش است، اصلاً نمي توانيم به اين موقعيت ها لحظه اي فكر كنيم، اما زماني كه نظم به بي نظمي تبديل مي شود آن وقت قدر لحظه هاي آرامش معلوم مي شود. تمام گنج هاي دنيا نمي تواند ثانيه اي راحتي ناشي از سلامتي را به ارمغان بياورد. ديشب براي من معجزه اي رخ داد و تمام درد مفاصل به يك باره دود شد و رفت. براي خيلي ها چنين موقعيتي معني خاصي ندارد، ولي براي من رهايي از درد طاقت فرسا، رضايتي بيش از حد و قابل وصف دارد." او كه گويا درگير سرطان پيشرفته است اميدوارانه مي گويد: "مسؤولم تا زنده بمانم، وقتي كساني هستند كه دوستم دارند و دوستشان دارم... رؤياي دوردست مي گويد كه خدا بخششش را نمي گيرد و اين اميد شيريني است." خوانندگان دستنوشته هاي او كه بسياري شان هرگز او را نديده اند و تنها با واسطه اين يادداشت هاي الكترونيكي او را مي شناسند، سعي مي كنند حاشيه هاي اميدبخش به اين يادداشت او بزنند، دلگرمي به او بدهند و برايش دعا كنند: "نمي دونم چي بگم. فقط اينكه فردا توي امام زاده واسه آرش نازنين با بند بند وجودم آرزو مي كنم كه زودتر خوب شوي . تند تند ميام اينجا كه فقط ببينم مي نويسي. مي نويسي حالم خوبه... مواظب خودت باش پسر." براي بعضي از اين معلولان و بيماران، بيماري باعث شده كه ارتباطات و دوستان خود را از دست بدهند يا ناتواني و محدوديت هاي حركتي عرصه تحرك و حضور در جامعه و محيط هاي متنوع را از آنها سلب كند، اما اينك اينترنت فرصتي فراهم كرده تا روابط دوستانه تازه اي را شكل بدهند.
رنگ دادن به دنياي كودكان نابينا اما ماجراي "ريحانه" ماجراي ديگري است، او مادر جوان دو پسر خردسال است: حسن شش ساله و حسين دو ساله. حسن نابينا است و از اين رو بخش اعظم دغدغه - و شايد بهانه وبلاگ نوشتن- ريحانه مسائل آموزشي و اجتماعي كودكان نابينا است. ريحانه زني جوان، فعال و پراميد است و در وبلاگ "مادر سپيد" از فعاليتهايش براي رنگ دادن به دنياي كودكان نابينا مي نويسد، او مي نويسد تا بگويد دنياي كودكانه خردسالان نابينا به اندازه ساير كودكان، زيبا و كودكانه است و خردسالان روشندل به اندازه بقيه بچه ها حق دارند كه ديده شوند، ببينند و حس كنند. او عملاً نشان مي دهد كه در برخورد با موضوعي كه در بسياري از خانواده ها مي تواند تنش زا و مستأصل كننده باشد، چگونه با نيروي اميد و ايمان، مسؤولانه، مصمم و پرانرژي دست از تلاش نمي كشد تا فضايي درخور فرزندش بسازد و فرصت هاي دلنشين گوناگوني را براي آموختن، تجربه كردن زندگي، و مزمزه كردن لذتهاي آن براي فرزندش و ديگر فرزندان اين خاك فراهم كند. وقتي حسين به دنيا مي آيد، ريحانه دلشوره اش را در مورد بينايي او با خوانندگان وبلاگش در ميان مي گذارد... و چند ماه بعد آزمايش ها نشان مي دهد، حسين مشكل بينايي ندارد شادماني اش را با آنها قسمت مي كند. وبلاگ او پنجره اي است كه از قالب آن مي توان با زندگي خانواده ها و كودكاني كه با مشكل معلوليت روبرو هستند، آشنا شد و ديد كه چگونه والديني روشن بين مي توانند فرزنداني معلول اما پرتوان و شاد و سرزنده پرورش دهند.
٭ زنده نگه داشتن خودباوري در معلولان اما در دنياي مجازي، افراد برخوردار از سلامت هم هستند كه دغدغه مسائل و مشكلات معلولان را دارند، يكي از آنها محمدرضا دشتي، نويسنده وبلاگ "شمعداني" است او تلاش مي كند از طريق وبلاگش خودباوري را در وجود معلولان زنده نگه دارد. او در يكي از يادداشت هايش ضمن اشاره به يك مسابقه تلويزيوني مشاعره (پرنيان هفت رنگ) و حضور يك شركت كننده معلول در اين برنامه و در نهايت برنده شدن او نتيجه گيري ظريف و جالبي مي كند كه احتمالاً فقط به ذهن يك فعال حوزه مسائل معلولان - همچون خود او- يا يك معلول كه از نزديك با قضيه برخورد داشته باشد مي رسد، دشتي مي گويد: "حضور عزيزان معلول در رويدادهاي مختلف اجتماع مي تواند يكي از بهترين روشهاي فرهنگ سازي براي مردمي باشد كه با مقوله معلوليت به نحو مطلوب كنار نيامده اند. اختصاصي كردن برنامه هاي مربوط به معلولان نتيجه مثبتي در برنداشته است. اصولاً معلولان را نبايد از جامعه جدا دانست و آنها را بايد در جريان پرشتاب جامعه شركت داد. نه اينكه او را جدا از آن فرض كرد." او تيزبينانه موضوعي را هدف قرار داده كه مورد توجه و البته درد دل بسياري از معلولان است: نگاه جامعه به معلولان. گذشته از وبلاگ ها، تالارهاي گفت و گو و گروه هاي اينترنتي هم مكان و امكان ديگري براي تعامل بيماران و معلولان است. نويد مجاهد، در سايتش علاوه بر وبلاگ ها يك تالار گفت و گو هم ايجاد كرده، موضوع يكي از تالارهاي گفت و گوي اين سايت "ازدواج معلولان" است كه واكنش هاي متفاوتي را بين معلولان برانگيخته است. در پاسخ به اين سؤال كه: "نظر شما در مورد ازدواج معلولان با يكديگر چيست؟ و اگر معلولان با افراد غيرمعلول ازدواج كنند، دچار چه مشكلاتي مي شوند؟" ليلا خطاب به معلولان مي نويسد: "به نظر من شما مي تونين براي خودتون دوستي داشته باشين كه مثل خودتون باشه، ولي نبايد همسرتون مثل خودتون باشه و به اندازه شما دچار ناتواني جسمي باشه، چون مشكلات تون زياد مي شه و حجم زيادي از قلب و فكرتون درگير حل مشكلات مي شه و جاي كمي براي مهر ورزيدن باقي مي مونه. ما اگه نمي تونيم كمكي به همسرمون بكنيم، دستكم نبايد اونو ياد مشكلات خودش بيندازيم و بهتر اينه همسري داشته باشيم كه از نظر جسمي توانا باشه و ما هم در مقابل، روح خودمون رو پرورش بدهيم تا بتونيم خلأ قلب اون رو پر كنيم و از نظر فكري و احساس همدم و مونس اون باشيم" نويد ضمن تأييد حرف ليلا مي گويد: "البته ليلا درست مي گه، اگه يه معلول با يه آدم سالم ازدواج كنه كه هم ياورش باشه و كمكش كنه و هم از لحاظ روحي همدمش باشه خيلي خوب و عاليه. ولي آخر كمتر آدمي پيدا مي شه كه آنقدر فداكار و مهربون باشه كه بتونه اين شرايط رو قبول كنه... اگه اينجوري بشه كه خيلي رؤيايي مي شه..." شخصي كه با نام مستعار و نمادين "پرواز" در تالار گفت و گوي سايت اسپيشيل يادداشت گذاشته هم عقيده دارد: "آنچيزي كه ما رو رنج ميده معلوليت مون نيست. آنچه كه باعث بروز مشكلاتي كم و بيش تو زندگي مون مي شه طرز فكر مردم و فرهنگ حاكم بر جامعه است. در مورد ازدواج معلولان هم اين مشكل به وضوح ديده مي شه. آخه بابا معلولا هم احساس دارن و مي تونن خوشبخت بشن و خوشبختي رو هديه كنن" عاطفه هم موضوع را تيزبينانه از زاويه ديد ديگري تحليل مي كند: "فكر مي كنم ازدواج دو معلول در صورتي كه جوانب امر را بسنجد مي تواند موفق باشد، در نظر بگيريد براي مثال يك معلول ناشنوا مي تواند با فردي كه از نظر حركتي مشكل دارد ازدواج كند، اين دو مي توانند نقصها را به كمك هم برطرف نمايند و زندگي خوبي را براي يكديگر به ارمغان آورند. بطور كلي ازدواج با افراد معلول نيازمند داشتن روحيه فداكاري و از خودگذشتگي است و فردي در اين راه بايد قدم گذارد كه اين روحيه را در خود مي بيند. از طرف ديگر بايد بتواند محكم و استوار در برابر ناملايماتي كه از سوي ديگران (اجتماع و حتي افراد خانواده) بر آنها ممكن است وارد شود صبور و مقاوم باشد." ستاره با نكته سنجي به موضوع جالبي اشاره مي كند: "به نظر من ناتوان واقعي كساني هستند كه از دريچه تنگ نگاهشون تنها بخش ناتوان فرد معلول را مي نگرند و از درك بخش عمده اي از تواناييهاي فرد معلول عاجزند. اينكه شما فرموديد آيا معلولان مي توانند با هم ازدواج كنند يا اينكه مشكلات بعد از ازدواجشان چيه، من به شما پيشنهاد مي كنم سري به دادگاههاي خانواده بزنيد و آماري از مشكلات زندگي افراد سالم بگيريد تا مشكلات اونها رو هم ببينيد. مگه معلولان تو زندگي مجرديشون مشكل ندارند و بر همه مشكلاتشون با ياري خدا و پشتكار و تلاش فايق نمي آيند، پس تو زندگي مشترك شون هم مي تونن، بالاخره كه خيلي راحت نيست، ولي اراده و كوشش اونها مي تونه يه زندگي موفق و نمونه رو ارايه بده، اما به شرطها و شروطها" آنها همگي جوانند و پرشور و چشم اميد به آينده دارند... شخصي كه با آي دي "پرواز" در تالار گفت و گو يادداشت گذاشته، نوشته اش را با اين جمله به پايان برده است: با بال شكسته پريدن هنر ماست...
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- چارديواري ؛ خيتينا ؛ رو كم كني به سبك نيم وجبي!
"آ". مثل آب، "ب". مثل بابا و "ف". مثل فيس و افاده! اي بابا چقدر از اين و اون بشنوم كه فلان نيم وجبي كوچكترين سهامدار يك بورسه و يك نيم وجبي ديگه توي آمريكا اسمش به عنوان كوچكترين تروريستهاي دنيا ثبت شده، همون نيم وجبي رو مي گم كه پليس آمريكا اونو يه عنصر خطرناك، چيزي تو مايه هاي كيك زرد يا اورانيوم غني شده و يه شبه بن لادن تشخيص داد و اونو و مادر شو ساعتها توي فرودگاه معطل كرد.
اصلاً چرا جاي دوري برم؟ حتي شوكت خانم زن قصاب محله هم هر وقت كه مي ياد چند تا تخم مرغ قرضي از مامانم براي صبحانه شوهرش بگيره، مدام از پسرش "فري" حرف مي زنه كه تنها با دو دندون جلوييش مي تونه هر نوع فندقي رو دو شقه كنه! حالا ما مونديم و يك دنيا سرخوردگي و عقده كه با اين همه حس "نوستالوژيكي" و "ژورناليستي" هنوز كسي ما رو نشناخته كه بابا ما هم اينيم! ... اين چندنقطه رو گذاشتم كه بدونين روايتي كه الآن براتون در ادامه مي نويسم، توي يه حس و فضاي ديگه اي اتفاق مي افته. الان كه هوا گرمه و من به اتفاق مامانم براي خريد بيرون اومديم، "سمير جيغ زن"(اين لقب رو نيم وجبي ها به خاطر جيغ هاي ممتد و بلندي كه مي كشه، بهش دادن) نيم وجبي همسايه رو مي بينيم كه با عينك قورباغه اي كه به چشماش زده، از روبه رو با مامانش داره مياد. ياد دماغ بي عينك خودم و پس مونده ذهن عقده ايم مي افتم و يه هو مثل دونده هايي كه توي مسابقه هاي بين المللي شروع به دويدن مي كنن، شروع به جيغ و داد مي كنم. به طوري كه "سمير جيغ زن" با نگاهش به من مي فهمونه روي اونو تو جيغ كشيدن سفيد كردم! القصه تا مامان بياد اوضاع رو آروم كنه، با دست عينكهاي آفتابي مغازه بغلي رو به اون نشون مي دم تا نوشداروي جيغ و دادم رو بفهمه. الان از لج تمام نيم وجبي هاي چشم عينكي، يه عينك آفتابي چند كيلويي رو انتخاب كردم كه حتي روي لپ هام رو پوشونده. مامان كه از انتخابم گيج شده، مي گه عينكت شبيه يه تابلوي تبليغاتي ديجيتاليه كه هر دم آدم انتظار داره چيزي روش نوشته بشه، آخه اين چه؟... پس مونده هاي ذهن عقده اي شده ام اجازه نمي دن از تصميمم براي انتخابي كه واسه رو كم كني تمام نيم وجبي ها گرفتم ، منصرف بشم، چند خيابون آن طرف تر يه "چند وجبي" كه داره از روبه رو مي ياد، با اشاره به من به مامانش مي گه: مامان ببين چه آدم فضايي قشنگي، تازه چقدر دست و پا و حركات طبيعي هم داره!! منو مي گي از اينكه اين چند وجبي كه مطمئنم خيلي بي كلاسه، منو با يك آدم فضايي عروسك نما اشتباه گرفته چنان آشوبي تو وجودم به وجود مي ياد كه با يك حركت ضد بشر دوستانه ضمن بالا آوردن در فاصله چند ميلي متري اون حالشو مي گيرم تا متوجه بشه اين آدم فضايي به غير از حركات طبيعي هنر دفاع شخصي هم بلده!. ٭ نيم وجبي ٭ پي نوشت: خيتينا (وقتي بدجوري ضايع شديد)
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- توسط مؤسسه خدمات مشاوره اي جوانان و پژوهش هاي اجتماعي آستان قدس رضوي انجام شد؛ سلسله همايش "خانواده رضوي" و "محبت دخترانه و حيا"
همايش آموزش خانواده رضوي با سخنراني استاد خسروي با موضوع مسائل و مشكلات جوانان در دوران قبل و بعد از ازدواج در مجتمع امام خميني(ره) وابسته به آستان قدس رضوي واقع در منطقه خواجه ربيع مشهد برگزار شد. به گزارش اداره كل روابط عمومي آستان قدس رضوي، اين همايش كه بنا به درخواست دانشگاه اصفهان توسط مؤسسه خدمات مشاوره اي جوانان و پژوهش هاي اجتماعي آستان قدس رضوي براي زوج هاي جوان اين دانشگاه برگزار شد، در روزهاي 20 و 27 ارديبهشت ماه جاري ادامه مي يابد. همچنين همايش "محبت دخترانه و حيا" با حضور دكتر بانكي در محل سالن اجتماعات اين مؤسسه برگزار و حدود 200 نفر از دانش آموزان دختر مدارس و پژوهشسراهاي نواحي مختلف دانش آموزي مشهد در آن شركت كردند. در اين همايش ضمن پرداختن به محاسن حيا و عفت عمومي و نيز تأثير محبت در خانواده و جامعه، مسابقات مختلفي پيرامون موضوع برگزار و به برندگان هداياي متبرك و معنوي اهدا شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- روغن گياه "سنبل الطيب" درد پس از سزارين را تسكين مي دهد
يك پژوهش علمي كه بر روي 480 زن باردار انجام شد، نشان داد زناني كه پس از وضع حمل به روش سزارين، روغن گياه لاوندولا (سنبل الطيب) را به كف دست ماليده و بوييده اند به راحتي دوره دردناك پس از عمل را پشت سر گذارده اند.
به گزارش ايرنا، در اين پژوهش، گروه نمونه كه از ميان 624 زن باردار انتخاب شده بودند، به دو گروه تقسيم شده و پس از عمل سزارين، گروه اول عطر لاوندولا را استنشاق كردند و گروه دوم روغن آن را بر كف دست ماليده و بوييدند.
در هر دو گروه، ميزان درد پس از سزارين با استفاده از خط كش مك گيل اندازه گيري شد و اين نتيجه به دست آمد كه روغن لاوندولا اثر بسيار مطلوبي در تسكين درد دارد و مي تواند جايگزين داروهاي مخدر شود.
معمولاً پس از عمل سزارين، براي تسكين درد به زائو مرفين تزريق مي شود كه براي بدن عوارضي نيز دارد.
گياه لاوندولا حاوي ماده اي به نام "لينا ليل استات" است كه فراواني اين ماده در روغن لاوندولا بيشتر است.
اين گياه آرامش بخش و تب بر بوده و براي رهايي از استرس نيز مفيد است.
اين پژوهش علمي توسط دكتر فاطمه شكوهي، عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري انجام شده بود كه در نخستين همايش دستاوردهاي پژوهشي مامايي در اهواز ارايه شد.
نخستين همايش ملي دستاوردهاي پژوهشي در مامايي سيزدهم و چهاردهم ارديبهشت ماه جاري در اهواز برگزار شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نماينده مردم تبريز: زنان خانه دار 23 عنوان شغلي را بر عهده دارند
نماينده مردم تبريز، آذرشهر و اسكو در مجلس شوراي اسلامي گفت: زنان خانه دار 23 عنوان شغلي را بر عهده دارند. عشرت شايق در گفتگو با ايرنا، با اشاره به سختيهاي طاقت فرساي زنان خانه دار در اداره خانواده، تصريح كرد: جاي تأسف است كه تاكنون آن گونه كه بايد به اين قشر توجه نشده است. وي از دولت و مجلس شوراي اسلامي خواست تا براي رفاه بيشتر زنان خانه دار نهايت تلاش را انجام دهند. شايق با بيان اين مطلب كه زنان شاغل نيز مشكلات خاص خود را دارند، اظهار داشت: اين عده در كنار شغل خانه داري، دو شغله محسوب مي شوند، اما از امكانات اضافي برخوردار نيستند. وي اضافه كرد: با اين وجود، زنان شاغل در دستگاههاي دولتي حداقل تريبوني براي بيان عقايد و نظرات خود دارند كه از اين خصيصه زنان خانه دار محروم هستند. شايق تصريح كرد: در اين زمينه زنان روستايي، عشايري و بي سرپرست با كاستيها و محروميتهاي افزون تري دست و پنجه نرم مي كنند. نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي گفت: براي راحتي بانوان در بخشهاي مختلف اداري مي توان در سازمانها و اداراتي كه ارباب رجوع زن بيشتري دارند، از مديران زن استفاده كرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ريزه كاريهاي خانه داري ؛ مراقبت از فريزر
استفاده از فريزر به دليل خاصيت نگهداري از موادغذايي در درازمدت، سالهاست مورد استقبال گسترده خانواده ها قرار گرفته است. اما به منظور مراقبت هر چه بهتر از اين وسيله خانگي، توجه به پاره اي از نكات ضروري است كه در اينجا به آنها اشاره مي كنيم.
٭ محل نگهداري:
- فريزر، از هر نوعي كه باشد بايد در محلي خشك و خنك و با تهويه مناسب نگهداري شود. - اين وسيله را نبايد در كنار اجاق گاز، آبگرمكن و يا زير تابش نور خورشيد قرار داد، زيرا در حفظ برودت آن كه حدود 18 درجه سانتي گراد زير صفر است، تأثير منفي مي گذارد. - فريزر را به ديوار نچسبانيد تا فضاي كافي براي تبادل جريان هوا و تميز كردن آن وجود داشته باشد. - فريزر را در سطح صاف و هموار قرار دهيد. چنانچه از صفحات فلزي ريل دار مخصوص جابجايي فريزر و يخچال هم استفاده كنيد، به مراتب بهتر است. اين وسيله را مي توانيد از فروشگاههاي لوازم خانگي تهيه و زير فريزر قرار دهيد تا به هنگام جا به جا كردن آن دچار مشكل نشويد و در ضمن زمين زير اين وسيله را هم بتوانيد جارو كنيد.
٭ برفك زدايي فريزر: - فريزرهايي كه در آنها سيستم ذوب برفك وجود ندارد، بايد حداقل يك بار در سال و يا زماني كه قطر برفك به يك چهارم اينچ رسيده و برفك سطح وسيعي از فريزر را اشغال كرده، تميز شوند. در غير اين صورت، تجمع برفك فضاي مفيد داخل فريزر را پر مي كند و هزينه مصرف برق بالا مي رود. - ذوب برفك بايد از روي جدول زمان بندي و هنگامي انجام شود كه ذخيره موادغذايي در داخل فريزر به حداقل رسيده باشد، به طوري كه ظرف مدت يك تا دو ساعت بتوان فريزر را تميز كرد. - در فريزرهايي كه ذوب برفك به صورت دستي انجام مي شود، ابتدا بايد پريز فريزر را از برق خارج كرد، سپس بسته هاي يخ زده موجود در آن را در يك كارتن مقوايي يا جعبه عايق بندي شده مخصوص نگهداري يخ (يخدانهاي متحرك) قرار داد. در صورتي كه بسته هاي منجمد را در كارتن مقوايي قرار داده ايد، از كاغذ روزنامه براي عايق بندي در لا به لاي بسته ها استفاده كنيد. - توجه داشته باشيد كه براي تميز كردن فريزر، از دستور كارخانه سازنده پيروي كنيد. ضمن آنكه اگر براي برفك زدايي از قابلمه حاوي آب داغ و بستن در فريزر استفاده مي كنيد، به محض شل شدن برفك آن را جدا كرده و آب سرد شده قابلمه را تعويض كنيد. البته استفاده از اين روش مورد تأييد تعداد كمي از كارخانه هاست، زيرا استفاده از قابلمه آب داغ، فشار گاز سرماساز فريزر را بالا برده و با تجمع آن در قسمت تبخير، روشن شدن مجدد فريزر را مشكل مي كند. از همين رو، بيشتر كارخانه ها توصيه مي كنند براي برفك زدايي از پنكه استفاده شود يا فرصت كافي داده شود تا برفكهاي موجود به طورطبيعي ذوب گردد. - در قسمت پايين فريزر چند حوله پهن كنيد تا آب و يخ ذوب شده را جذب كند. زماني كه تمام برفكها جمع شد، با كمك يك اسفنج سطح داخل فريزر را با محلول يك قاشق جوش شيرين و يك ليتر آب شست و شو دهيد و مجدداً با اسفنج و آب تميز سطح آن را بشوييد و با پارچه نخي خشك كنيد. - براي چيدن مجدد بسته هاي موادغذايي در فريزر پس از روشن كردن دستگاه مدت 15 تا 30 دقيقه صبر كنيد تا فريزر كاملاً سرد شود. در صورتي كه به بسته ها برفك چسبيده باشد، آن را با كمك دستمال جدا كنيد و موقع مصرف ابتدا از اين بسته بنديها استفاده نمايد.
٭ فريزرهاي بدون برفك اين نوع فريزرها هم اگر چه به برفك زدايي نياز ندارند، با اين حال آنها را هم بايد سالي يك يا دو بار، در صورت مشاهده هر نوع آلودگي يا باقي ماندن ذره هاي موادغذايي، تميز كرد. براي اين كار، بايد فريزر را ابتدا از برق بكشيد و قفسه بنديها را از بسته بنديها خالي كنيد (طبق روال گفته شده قبل) و سپس داخل آن را با آب و جوش شيرين، تميز و خشك كنيد. ٭ طناز زارعي توسي
رئيس دفتر توسعه ورزش بانوان گفت: نهايت تلاش خود را براي آماده كردن تيمهاي ورزشي زنان براي اعزام به بازيهاي آسيايي 2006 دوحه قطر انجام خواهيم داد.
رباب شهريان گفت: طبق موافقت سازمان تربيت بدني، زنان كشورمان مي توانند در 18 رشته ورزشي در اين بازيها شركت كنند، به شرط آن كه شرايط اعزام فراهم شود.
وي افزود: در رشته هايي مثل تيراندازي، تكواندو، شطرنج و ووشو مشكلي نداريم، اما در رشته هايي مثل هاكي، فوتبال، كاراته و بولينگ و بيليارد كه براي اولين بار قصد اعزام داريم نياز به يك سري رايزنيها براي قبول پوشش ورزشكاران از سوي مجامع بين المللي و كسب ركوردهاي لازم در رشته هاي انفرادي است.
شهريان خاطرنشان كرد: بازيهاي آسيايي ميدان كسب تجربه و به قولي بازيهاي تداركاتي نيست كه به راحتي بتوان تيم اعزام كرد، زيرا اين بازيها يك جايگاه رسمي دارد كه لازم است تنها تيمهايي كه از سطح توان بالايي برخوردارند در آن شركت كنند. پس بايد ارزيابيهاي دقيق از تيمهاي حريف داشته باشيم.
وي اضافه كرد: در هفته جاري با مسؤولان تك تك رشته هايي كه مي توانند در بازيهاي دوحه قطر شركت كنند، نشستي خواهم داشت تا وضعيت آنها دقيقاً بررسي شود.
به گزارش ايرنا، شهريان گفت: در هر صورت در آينده نزديك فهرست رشته هاي قطعي كه زنان ايراني مي توانند در بازيهاي آسيايي دوحه قطر شركت كنند، اعلام خواهد شد.
در ضمن در جلسه رؤساي فدراسيونهاي ورزشي با رئيس سازمان تربيت بدني مقرر شد از مدال آوران زن در بازيهاي منطقه اي و جهاني تجليل شود.
وي تنها مانع اجراي برنامه هاي دفتر توسعه ورزش زنان را نداشتن چارت مشخص دانست و گفت: منتظر هستيم پستهاي همكارانمان در اين دفتر مشخص شود تا شرح وظايف آنها را تدوين كنيم.
شهريان به لزوم تعامل با مركز امور زنان و خانواده تأكيد كرد و گفت: براي پر كردن اوقات فراغت زنان و دختران به ويژه در فصل تابستان به دنبال امضاي تفاهمنامه اي با اين مركز هستيم تا بخش ورزش آن را فعال كنيم.
وي افزود: جلسات اوليه تهيه مفاد اين تفاهمنامه برگزار شده و راهكارهاي خودمان را ارايه كرده ايم. اميد است ظرف روزهاي آينده اين تفاهمنامه به امضا رسيده و وارد مرحله اجرايي شود.
مواد لازم براي 4 نفر:
نخود(خيس خورده) يك و نيم ليوان، پياز متوسط 1 عدد، گشنيز تازه خرد شده 2 قاشق غذاخوري، گندم پوست كنده يك دوم ليوان، جعفري تازه خرد شده 2 قاشق غذاخوري، سركه 2 قاشق غذاخوري، روغن زيتون 2 قاشق غذاخوري، نمك و فلفل به ميزان لازم.
٭ طرز تهيه
نخود را همراه با 3 ليوان آب مي جوشانيم. سپس آب آن راخالي كرده دوباره با كمي نمك نخود را كاملاً مي پزيم، آب اضافي آن را خالي مي كنيم.
گندم را نيز مي پزيم تا آب آن كاملاً تمام شود. نخود پخته، گندم، جعفري، گشنيز و پياز ريز شده را در ظرف مناسب ريخته، نمك، فلفل، سركه و روغن زيتون را به آن مي افزاييم و آن را تزيين مي كنيم.
٭ نكته
از كنسرو نخود نيز مي توان استفاده كرد.